محمد خزائلى
96
شرح بوستان ( فارسى )
حكايت ( 7 ) [ خبر يافت گردنكشى در عراق . . . . ] خبر يافت گردنكشى در عراق ( 1 ) ، * كه ميگفت مسكينى از زير طاق تو هم بر درى هستى اميدوار * پس اميد بر درنشينان برآر نخواهى كه باشد دلت دردمند ، * دل دردمندان برآور ز بند پريشانى ( 2 ) خاطر دادخواه ، * براندازد از مملكت پادشاه تو خفته خنك در حرم نيمروز ، * غريب از برون گو به گرما به سوز ستانندهء ( 3 ) داد آنكس خداست ، * كه نتواند از پادشه دادخواست حكايت ( 8 ) [ يكى از بزرگان اهل تميز . . . . ] يكى از بزرگان اهل تميز * حكايت كند ز ابن عبد العزيز ( 4 )