محمد خزائلى

58

شرح بوستان ( فارسى )

نيامد برش دردناك از غمى ( 1 ) * كه ننهاد بر خاطرش مرهمى طلبكار خير است و اميدوار * خدايا اميدى كه دارد برآر كله گوشه بر آسمان برين ، ( 2 ) * هنوز از تواضع سرش بر زمين اگر زيردستى بيفتد چه خاست ( 3 ) ؟ * زبردست افتاده ، مرد خداست نه ذكر جميلش نهان ميرود * كه صيت كرم در جهان ميرود چنويى خردمند فرخ ( 4 ) نژاد ( 5 ) ، * ندارد جهان تا جهان است ياد نبينى در ايام او رنجه‌يى ( 6 ) * كه نالد ز بيداد سرپنجه‌يى ( 7 ) كس اين رسم و ترتيب و آيين نديد * فريدون ( 8 ) با آن شكوه ، اين نديد از آن ( 9 ) پيش حق پايگاهش قويست * كه دست ضعيفان به جاهش قويست . . . . . . . . . .