محمد خزائلى

55

شرح بوستان ( فارسى )

نهم ، باب توبه است و راه صواب * دهم ، در مناجات ( 1 ) و ختم كتاب به روز همايون ( 2 ) و سال سعيد ، * به تاريخ فرخ ، ميان دو عيد ( 3 ) ز ششصد فزون بود پنچاه و پنج * كه پر ( 4 ) در شد اين نامبردار گنج بماندست با دامنى گوهرم ، * هنوز از خجالت به زانو سرم كه در بحر لؤلؤ صدف نيز هست * درخت بلندست در باغ و پست ( 5 ) الا اى خردمند پاكيزه‌خوى ، * هنرمند نشنيده‌ام عيبجوى قبا گر حريرست و گر پرنيان ( 6 ) * بناچار حشوش ( 7 ) بود در ميان تو گر ( 8 ) پرنيانى نيابى مجوش ، * كرم كار فرما و حشوش بپوش ننازم به سرمايهء فضل خويش * به دريوزه ( 9 ) آورده‌ام دست ، پيش شنيدم كه در روز اميد و بيم ( 10 ) ، * بدان را به نيكان ببخشد كريم . . . . . . . . . .