محمد خزائلى

324

شرح بوستان ( فارسى )

كسى پيش من در جهان عاقل است ، * كه مشغول خود وز جهان غافل است سه كس ( 1 ) را شنيدم كه غيبت رواست * وزين درگذشتى ، چهارم ، خطاست يكى پادشاهى ملامت‌پسند * كزو بر دل خلق بينى گزند حلال است ازو نقل كردن خبر * مگر خلق باشند ازو بر حذر دوم پرده بر بىحيايى متن ( 2 ) * كه خود ميدرد پرده بر خويشتن ز حوضش مدار اى ، برادر نگاه * كه او مىدرافتد به گردن به چاه سوم كژ ترازوى ( 3 ) ناراست خوى ، * ز فعل بدش هرچه دانى بگوى حكايت ( 14 ) [ شنيدم كه دزدى درآمد ز دشت . . . . ] شنيدم كه دزدى درآمد ز دشت * به دروازهء سيستان ( 4 ) درگذشت بدزديد بقال ازو نيم دانگ * برآورد دزد سيه‌كار بانگ خدايا تو شبرو ( 5 ) به آتش مسوز * كه ره مىزند سيستانى به روز حكايت ( 15 ) [ يكى گفت با صوفيى در صفا . . . . ] يكى گفت ( 6 ) با صوفيى در صفا : * ندانى فلانت چه گفت از قفا ؟