محمد خزائلى

214

شرح بوستان ( فارسى )

حريفان خلوت سراى الست ، * به يك جرعه تا نفخهء ( 1 ) صور ، مست به تيغ ( 2 ) از غرض برنگيرند چنگ * كه پرهيز و عشق ، آبگين است ( 3 ) و سنگ حكايت ( 4 ) [ يكى شاهدى در سمرقند داشت . . . . ] يكى شاهدى در سمرقند ( 4 ) داشت ، * كه گفتى به جاى سمر ( 5 ) ، قند داشت جمالى گرو برده از آفتاب ، * ز شوخيش بنياد تقوى خراب تعالى اللّه از حسن تا غايتى ، * كه پندارى از رحمتش آيتى همى رفتى و ديده‌ها در پيش ، * دل دوستان كرده جان بر خيش ( 6 ) نظر كردى اين دوست در وى نهفت * نگه كرد بارى به تندى و گفت : كه اى خيره‌سر چند پويى پيم * ندانى كه من مرغ دامت نيم ؟