بديع الزمان فروزانفر
820
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
در يكى از سفرها و بر حسب روايت ابو هريره در باز گشت از خيبر ، يك شب تا نزديك صبح راه مىپيمود تا همه كوفته شدند و بمنزلى فرود آمدند و تا بر آمدن آفتاب بيدار نشدند چنان كه نماز صبح فوت گرديد ، بگفتهى ابو هريره پيمبر ( صم ) بلال را فرموده بود كه بيدار بماند و وقت نماز را پاس دارد ليكن خواب بر او نيز غالب آمد ، پيمبر از آن منزل حركت كرد و آن گاه فرود آمد و نماز صبح را قضا فرمود . مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 23 ، سخن مولانا اشارتى بدين روايت است ، تعريس : آنست كه بشب در منزلى فرود آيند و پس از اندك استراحت بار بر گيرند . ستير : پوشيده ، عفيف و پارسا . دربارهى غلبهى خواب ، بر پيمبر ( ص ) مسلمانان چند گونه توجيه كردهاند ، علت آن ، منافات غلبهى نوم است با حديث : تنام عيناى و لا ينام قلبى . اين توجيهات را يوسف بن احمد مولوى در شرح اين ابيات نقل كرده است ، مولانا مىگويد خواب بر پيمبر چيره نگشت و آن ، حالت استغراقى بود كه از خود مشاهدهى جمال حقيقت بر وى عارض گرديد و درين حالت ، حكم ظاهر از وى ساقط شد ، ظاهرا توجيه او مناسبتى دارد با گفتهى پيمبر ( صم ) كه بخارى در ذيل اين حديث آورده است : ان اللَّه قبض ارواحكم حين شاء و ردها عليكم حين شاء . ( خدا جانهاى شما را قبض كرد آن گاه كه خواست و بازشان داد آن گاه كه خواست ) صحيح بخارى ، طبع مصر ( طبع محمد على و اولاده ) ج 1 ، ص 146 . از ملولى يار خامش كردمى * گر همو مهلت بدادى يك دمى ليك مىگويد بگو هين عيب نيست * جز تقاضاى قضاى غيب نيست عيب باشد كاو نبيند جز كه عيب * عيب كى بيند روان پاك غيب عيب شد نسبت به مخلوق جهول * نى به نسبت با خداوند قبول