بديع الزمان فروزانفر
799
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
كردى ، بنا بر اين مقدمه ، معانى و اوصاف انبيا در هر شخصى كه ظهور كند مطلوب مشتاقان است و در حقيقت فرقى ميان انبيا و خلفاى حقيقى آنها وجود ندارد زيرا تشبث بذيل عنايت هر يك از نايب و منوب عنه ، طالب را بسوى خدا رهبرى مىكند و بكمال راستين نائل مىسازد ، مولانا اين نكته را بمثالى از شمع و چراغى كه از نور شمع بر افروخته شود بيان فرموده است . نظير اين تمثيل را ابو ريحان بيرونى از گفتهمانى در كتاب كنز الاحياء نقل مىكند . آراء الهند ، چاپ ليپزيك ، ص 19 . تمثيل خم و كدوى شراب نيز مفيد همين معنى است و نتيجهى هر دو ، آنست كه پاى بند صورت نشايد بود و ديده بر خواص و آثار بايد گماشت . نيز ، جع : شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، ذيل : ب 405 ، 406 ، ج 2 ، ذيل : ب 1541 - 1537 . [ در بيان اين حديث كه ان لربكم فى ايام دهركم نفحات ألا فتعرضوا لها ] گفت پيغمبر كه نفحتهاى حق * اندر اين ايام مىآرد سبق گوش و هش داريد اين اوقات را * در رباييد اين چنين نفحات را نفحه آمد مر شما را ديد و رفت * هر كه را كه خواست جان بخشيد و رفت نفحهى ديگر رسيد آگاه باش * تا از اين هم وانمانى خواجه تاش جان نارى يافت از وى انطفا * مرده پوشيد از بقاى او قبا تازگى و جنبش طوبى است اين * همچو جنبشهاى حيوان نيست اين گر در افتد در زمين و آسمان * زهرههاشان آب گردد در زمان خود ز بيم اين دم بىمنتها * باز خوان فابين ان يحملنها ور نه خود اشفقن منها چون بدى * گرنه از بيمش دل كه خون شدى نفحه : باد ، وزش نسيم ، دميدن بوى خوش ، عطا و بخشش ، جمع آن نفحات ( بفتح اول و دوم ) كه مولانا بتخفيف استعمال كرده است .