بديع الزمان فروزانفر
798
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
رأى من رآنى ( خوشا به حال آن كه مرا ديد و آن كس را ديد كه مرا ديد . ) احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 19 . مطابق نص قرآن كريم ( البقرة ، آيه 31 ) و روايات اسلامى ، حق تعالى اسما را به آدم آموخت و ملايكه از آدم آموختند . براى اطلاع بيشتر ، جع : شرح مثنوى شريف ، ج 2 ، ذيل : ب 1337 - 1334 . مقصود از رويت انبيا عليهم السلام ادراك معانى و اوصافى است كه خداى تعالى بر وجود ايشان اضافه فرموده و سپس تحقق بدان معانى و اوصاف است و رويت حسى مراد نيست ، حديث « طوبى لمن رآنى » نيز ناظر بدين حقيقت است و گر نه بو جهل و بو لهب و بسيارى از كافران صورت محمدى را به رويت حسى بيشتر و پيشتر از بسيارى از صحابه ديده بودند و بىگمان ديدن روى آن منكران هيچ خوشى و ذوق ايمان در دل معاصرينشان بر نمىانگيخت ، نظر بدين لطيفه در قرآن كريم مىخوانيم : وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ . ( اى محمد منكران را بينى كه در تو مىنگرند ولى ترا چنان كه تويى نمىبينند ) الاعراف ، آيهى 198 . از دگر سو ، غرض از هر چيزى خواه مادى و يا معنوى ، رسيدن به فوائد و آثار آن چيز است چنان كه غرض از نوشيدن آب رفع تشنگى و از خوردن نان ، دفع گرسنگى است ، اين خاصيت در هر چه يافته شود براى تشنهى بىقرار و گرسنهى پريشان حال ، حكم آب و نان دارد و او بر صورت و شكل و يا ظرف آب و نان ، دل بستگى ندارد و عشق نمىورزد چنان كه اگر تشنهاى سوخته لب و خشك دهان در بيابانى بىزنهار گرفتار آيد و آب را در هيچ موضع نيابد آن گاه از دور جاى ، مردى با مشكى آب در رسد ، اين تشنهى تفته جگر ، دست زير دهان مشك مىگيرد و بشتاب تمام آب مىنوشد و از مرد سقا نمىپرسد كه آب را از كجا بر گرفتى و چگونه در مشك ريختى و يا مشك را از پوست كدام جانور فراهم