بديع الزمان فروزانفر
797
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
اندر دل آوازى پر شورش و غمازى * آن ناله چنين دانم كز ناى تو مىآيد ديوان ، ب 6468 آدمى را او به خويش اسما نمود * ديگران را ز آدم اسما مىگشود خواه ز آدم گير نورش خواه از او * خواه از خم گير مىخواه از كدو كاين كدو با خنب پيوسته ست سخت * نى چو تو شاد آن كدوى نيك بخت گفت طوبى من رآنى مصطفا * و الذي يبصر لمن وجهى راى چون چراغى نور شمعى را كشيد * هر كه ديد آن را يقين آن شمع ديد همچنين تا صد چراغ ار نقل شد * ديدن آخر لقاى اصل شد خواه از نور پسين بستان تو آن * هيچ فرقى نيست خواه از شمعدان خواه بين نور از چراغ آخرين * خواه بين نورش ز شمع غابرين گشودن : باز كردن در و گره ، مجازا ايضاح و روشن كردن مطلب . كدو : مقصود نوعى از كدو است به شكل صراحى با گردنى بالنسبه دراز و دنبالهاى درشت و مدور كه پوست آن زرد و مغزش اندك و كم حجم است و در نواحى خراسان آن را « كدوى چلمى » مىنامند ، ازين جنس كدو ، ته قليان را كه ميانه در آن قرار مىگيرد مىسازند و بجاى ظرف نيز به كار مىبرند ، نوع ديگر كه كدوى تنبل و مدور است و از مغز آن مرباى كدو ساخته مىشود هم پس از تراشيدن و باز گرفتن تخم و مغز آن ، بجاى ظرف در دهات استعمال مىشود ، ظاهرا براى تخفيف حرارت ، شراب را در ظرف كدويين مىريختهاند . اين كلمه در لهجهى معمول بفتح اول و در بعضى ديگر از لهجهها و از جمله لهجهى مردم نيشابور و مشهد بضم اول تلفظ مىشود . طوبى من رآنى : اشاره است به حديث : طوبى لمن رآنى و لمن