بديع الزمان فروزانفر
844
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
فيض ، براى تسكين غمى است كه از مرگ ياران و خويشان و ديگر مصيبتها عارض دلها مىشود و موجب تنبه آنها بناپايدارى جهان و توجه بعالم آخرت مىگردد و در نتيجه آتش حرصها فرو مىنشيند و فروغ بيدارى مانند زبانهى آتش بالا مىگيرد و اگر اين حالت دوام يابد و بر دلها مسلط ماند ، نظام جهان مادى اختلال مىپذيرد و اصول معيشت در هم فرو مىريزد و آباديها روى در ويرانى مىنهد پس حق تعالى بمقتضاى حكمت بالغهى خود ، غفلتى بر دلها مىگمارد تا آن چه ديدهاند فراموش كنند و از نظر دور دارند و ديگر بار بامور معاش خود قيام نمايند تا حكمت خدايى در آبادى و انتظام عالم حس بر قرار و پايدار ماند . اين ، پاسخ پرسش نخستين است ولى جواب سؤال دوم از نوع باران ، بحسب ظاهر درين ابيات نيامده است ، نظير اين مضمون را مىتوانيد در كتاب الامتاع و الموانسه ( طبع مصر ، ج 1 ، ص 224 ) ملاحظه كنيد ، ميان گفتهى مولانا و مطالب اين كتاب ، شباهت كاملى وجود دارد . ولى محمد اكبر آبادى معتقد است كه جواب سؤال دوم نيز گفته شده است بدين معنى كه چون اين باران ، حرص و آز خفته را بيدار مىكند از جنس پاييزى پر آفات است ولى آن نيز متضمن حكمت ربانى است از آن جهت كه نظام عالم را برقرار مىدارد تا روح انسانى بكمال خود برسد . و بعضى گفتهاند ، نظر به مومنان و بيدار دلان از نوع بهارى و نسبت به دنيا پرستان از جنس پاييزى است . ( شرح بحر العلوم ) . مضمون اين ابيات ، نزديك است به مفاد آيات سورهى تكاثر : أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ . ( نازش به بسيارى مال و جاه و فرزندان شما را در غفلت دارد تا آن گاه كه بميريد و تنگناى گور را ببينيد يا مگر وقتى كه گورستان را مىبينيد . ) سورهى تكاثر ، آيهى 1 ، 2 . بخصوص هر گاه جواب ( لو ) حرف شرط را در آيهى پنجم : كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ . محذوفى بدانيم كه آيهى نخستين بر آن دلالت دارد