بديع الزمان فروزانفر

845

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

چنان كه بعضى از مفسران گفته و چنين تاويل كرده‌اند : كلا لو تعلمون علم اليقين لم يلهكم تعلمون علم التكاثر . يعنى حقا كه اگر از روى يقين يا آن چه را كه متيقن است از عذاب گور و قيامت مىدانستيد ، مفاخرت به بسيارى مال و جاه شما را در غفلت نمىافكند . تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 5 ، ص 576 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 670 . استن اين عالم اى جان غفلت است * هوشيارى اين جهان را آفت است هوشيارى ز آن جهان است و چو آن * غالب آيد پست گردد اين جهان هوشيارى آفتاب و حرص يخ * هوشيارى آب و اين عالم وسخ ز آن جهان اندك ترشح مىرسد * تا نغرد در جهان حرص و حسد گر ترشح بيشتر گردد ز غيب * نى هنر ماند در اين عالم نه عيب اين ندارد حد سوى آغاز رو * سوى قصه‌ى مرد مطرب باز رو استن : مخفف : استون است كه تلفظى است از ستون . هوشيارى : درين مورد ، بيدارى دل و اطلاع بر عواقب امور و ناپايدارى جهان محسوس است . وسخ : چرك جامه و ريم . غفلت و فراموشى از امور گذشته و نسبت بدان چه واقع خواهد شد ، نعمتى است بزرگ كه بدون آن خوشى و التذاذ ، صورت نمىگيرد و روابط انسان با مردم بر قرار نمىماند و كار جهان نظام نمىپذيرد ، فرض كنيد كه آن چه بر انسان گذشته است از مرگ عزيزان و جفاى دوستان و پيمان شكنى هم نشينان و معاشران ، همواره در پيش چشم باشد آن گاه چگونه ممكن است آدمى دست به كار معيشت زند و با مردم آميزش كند و به اعتماد مردمى كه از اشتباه آنها هزاران بىوفايى و نقض عهد و غرض ورزى و سخن چينى و نظاير آن ، در حق خود و ديگران ديده است ،