بديع الزمان فروزانفر
403
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
بعضى اين مثل را بدين گونه توجيه كردهاند كه هر سرى كه بر دو لب بگذرد پراكنده مىشود . گر دو سه پرنده را بندى به هم * بر زمين مانند محبوس از الم مراد اينست كه مشورت ، آدمى را در كار سست مىكند زيرا فكر هر اندازه كه قوى و دور پرواز باشد هنگام مشورت بسبب بحث و ملاحظهى وجوه مختلف آن كه طبعا در مشورت پيش مىآيد در معرض شك و ترديد قرار مىگيرد و مشورت كننده ممكن است در عمل سست و دو دل شود مثل آن كه مرغ بتنهايى مىپرد ولى هر گاه بالهاى او را با مرغ ديگر بهم بندند آن دو از پرواز فرو مىمانند اين مثل را در فيه ما فيه بدين گونه بيان فرموده است : « دو مرغ را بر هم بندى با وجود جنسيت و آنچ دو پر داشتند به چهار مبدل شد نمىپرد زيرا كه دوى قايمست اما اگر مرغ مرده را بروبندى بپرد زيرا كه دوى نمانده است . » فيه ما فيه ، طبع طهران بتصحيح نگارنده ، ص 25 . نظير آن : چو مرغ پاى ببسته ست دور مىنپرد * بچرخ مىنرسد وز دوار او عجميست ديوان ، ب 5239 مشورت دارند سرپوشيده خوب * در كنايت با غلط افكن مشوب سر پوشيده : سر بسته و با جمال ، بدون تصريح . غلط افكن : سخنى كه بوجه تعريض گويند ، سخن دو پهلو و قابل توجيه . از اينجا بيان اين مطلب است كه مشورت جائز است ولى مشروط به آن كه مقصود را بصراحت باز نگويند تا آن كه مقصد و مرام معلوم نگردد و راز بر ملا نيفتد و فايدهى مشورت نيز حاصل گردد و بنا بر اين فاعل فعل « دارند » عام و