بديع الزمان فروزانفر

404

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

كلى است نظير : گويند ، آورده‌اند - و امثال آن در مواردى كه اسناد فعل بهر فاعلى رواست و شخص معين ، مقصود گوينده نيست و يا آن كه فاعل در نظر متكلم مشخص نيست ولى مىداند كه فعل صورت گرفته و بضرورت فاعلى داشته است و يا آن كه فاعل فعل مشخص است و گوينده براى رعايت مصلحتى فعل را با ضمير جمع مىآورد و تعبير : ( سرپوشيده ، در كنايت ، با غلط افكن مشوب ) قيد و وصف الفعل است و ترتيب نظم آن در محاوره چنين است : مشورت را وقتى خوب مىشمارند كه سر بسته و به صورت كنايه و آميخته با غلط افكن و تعريض باشد . دليل اين توجيه ، ابيات بعدى است كه براى رفع تعارض از امر بمشورت و توصيه بكتمان سر كه در احاديث مىخوانيم و ببعضى اشارت رفت ، بيان فرموده است . يوسف بن احمد مولوى ضمير جمع را در فعل « دارند » راجع به « دو سه پرنده » در بيت پيشين گرفته و گفته است كه مرغان نيز به زبان حال مشورت دارند و در خلاص خود مىانديشند . با شواهدى كه از گفته‌ى مولانا آورديم سستى اين توجيه واضح است . مشورت كردى پيمبر بسته سر * گفته ايشانش جواب و بىخبر در مثالى بسته گفتى راى را * تا نداند خصم از سر پاى را او جواب خويش بگرفتى از او * وز سؤالش مىنبردى غير بو بسته : پيچيده ، غير صريح . مأخذ اين مطلب را در كيفيت مشورت حضرت رسول ( ص ) بدست نياوردم ولى رواياتى موجود است كه مويد آن تواند بود ، مانند : كان إذا اراد غزوه ورى بغيرها . جامع صغير ، چاپ مصر ، ج 2 ، ص 101 ، كنوز الحقائق ، چاپ هند ، ص 97 .