بديع الزمان فروزانفر
398
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
4 - خاطر شيطانى كه داعى بشرور و ارتكاب معاصى است و آن را « خاطر العدو » نيز گفتهاند . جع : رسالهى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 44 - 43 ، اللمع ، چاپ ليدن ص 342 ، كشف المحجوب هجويرى ، طبع لنينگراد ، ص 502 ، شرح شطحيات روزبهان بغلى شيرازى ، چاپ طهران ، ص 549 ، 634 ، تعريفات جرجانى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : خاطر . احياء العلوم ، چاپ مصر ، ج 3 ، ص 36 - 20 كه بحثى بسيار شيوا و دقيق دربارهى خواطر كرده و روايات و احاديث مختلف را درين باره نقل نموده است . اين تفسير بنا بر آنست كه « خلق » را با اضافه بخوانيم ( مطابق نسخهى قونيه و چاپ ليدن ) و اگر آن را موقوف و بدون اضافه بخوانيم چنان كه ولى محمد اكبر آبادى و بحر العلوم احتمال دادهاند آن گاه توجيه آن بدين صورت ممكن است كه : مردم نيك و بد در درون انسان تاثيرى مىگذارند خارج از قصد و ارادهى خود يا كسانى كه با آنها بر خورد مىكنند زيرا بدون شك از ديدار و بر خورد ما با ديگران تاثر و انفعالى قهرى كه غالبا ما خود بدان توجه نداريم حاصل مىگردد و بر باطن و روان ما اثر مىگذارد و بسا كه اين آثار در كيفيت فكر و نحوهى تصميم ما موثر مىافتد از آن جهت كه عزم و نيت با فعليات و اوصاف نفسانى بستگى دارد و تشخيص و رد قبول انسان بر همين فعليات و اوصاف مبتنى است و سوابق ذهنى در نوع قضاوت و نفى و اثبات امور از سوى او ، از عوامل اصلى است و دليل اختلاف قضاوت نسبت بامر واحد ، فعليات نفسانى و سوابق ذهنى است . بهر غسل ار در روى در جويبار * بر تو آسيبى زند در آب خار گر چه پنهان خار در آب است پست * چون كه در تو مىخلد دانى كه هست