بديع الزمان فروزانفر
363
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
و حكايات ظريفست كه در احياء العلوم و تلبيس ابليس توان ديد . درين داستان مولانا شير را كه در دليرى و شهامت و ثبات قدم مثل است ، نمايندهى عقيدهى نخستين و نخجيران را كه نمونهى ضعف و سستى هستند نمايندهى عقيدهى دوم قرار داده است . براى آگاهى از اختلاف نظر صوفيه دربارهى توكل ، جع : اللمع ، طبع ليدن ، ص 53 - 51 ، رسالهى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 80 - 75 ، قوت القلوب ، چاپ مصر ، ج 3 ، ص 56 - 3 ، شرح منازل السائرين ، چاپ ايران ، ص 77 - 74 ، احياء العلوم ، چاپ مصر ، ج 4 ، ص 208 - 172 ، فتوحات مكيه ، چاپ مصر ، ج 2 ، ص 264 ، تلبيس ابليس ، چاپ مصر ، ص 288 - 278 . و بىگمان مقصود مولانا از « حذر » احتياط شديدى است كه بجبن و بد بينى منتهى گردد زيرا چنين حالتى شور و شر مىانگيزد و ناراحتى و اضطراب و نگرانى ببار مىآورد و براى چنين كسى توكل ضرور است مگر بدين سبب بتواند خود را از بد بينى و بد گمانى آسوده دارد و گرنه حذر بمعنى صحيح و آماده كردن اسباب دفع مكروه و خطر ، امرى خردمندانه و مطابق سنت پيغمبر است در كندن خندق و سلاح پوشيدن بوقت پيكار و فرستادن جاسوسان براى اطلاع بر اخبار دشمنان و مداوا كردن بهنگام ظهور مرض و امثال آنها كه در احياء العلوم و تلبيس ابليس و سيرهى نبوى شواهد آن ، نقل شده است . مرده بايد بود پيش حكم حق * تا نيايد زخم از رب الفلق مرده بودن : مجازا تسليم و ترك تصرف . رب الفلق : خداوند سپيدهى صبح ، بكنايت ، خداى تعالى به لحاظ آن كه ظلمت شب را بفروغ صبح باز مىشكافد . سهل بن عبد الله مىگويد اول مقام فى التوكل ان يكون العبد بين يدى اللَّه كالميت بين يدى