بديع الزمان فروزانفر

357

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

مباحث كلّى : نفس ، نفس بدترين دشمن است ، حَذَر و قَدَر ، طرح مسئلهء توكّل و جهد و كسب و اختلاف نظر در ترجيح آن دو ، بر يكديگر ، تفاوت درجهء سالك و و اصل كه اوّلين حامل و دوّمين محمول است ، انتقاد از مذهب جبريان و اشاره بجبر محمود و مذموم ، فايدهء عمل و رياضت ، پرورش روح و عقل است ، معنى دنيا و اينكه داشتن مال و اسباب منافى توكّل نيست ، مداوا و معالجه با توكّل منافات ندارد ، ارزش انسان به شكل و جثّه نيست بلكه به هوش و خرد و كفايت اوست ، علم مايهء تسلّط آدمى بر جانوران است ، خواطر و وساوس و تأثير آنها در دل : هر خاطرى مسبوق است بعلل و اسباب مختلف ، مشورت و كتمان سِرّ ، انتقاد از حكّام و امرايى كه به الفاظ شيرين و القاب فريفته مىشوند ، درجهء و اصل و فراغت وى از تعلّم و رياضت ، نقد عقيدهء جبريان و اينكه اين عقيده مخالف شكر و صبر است و نتيجهء آن باز ماندن از كمال است ، آثار تلقين بنفس ، فوائد جهد و كوشش ، ايمان جز با قمع هوى متحقّق نمىشود ، انتقاد از تأويل قرآن بر هواى نفس ، اختلاف مردم در نوع مُدْرَكات بحسب قوّت و ضعف نيروى درّاكه ، مقايسهء معنى و لفظ و اينكه معنى نيك به آرايش و صنعت حاجت ندارد ، قدرت معنوى پاينده و قدرت ظاهرى ناپايدار است ، عقل و يا ذات خدا غرقه‌گاه ادراك است ، تمثيل جان بمركب و تن به سوار ، حق يا روح از شدّت قرب و ظهور مخفى است ، نور شرط ديدن رنگ است ، نور باطن و معرفت انعكاس علم و انوار الهى است ، هر چيز بضدّ خود شناخته مىشود ، خدا ضدّ ندارد بدين جهت معرفتش به تمام و كمال حاصل نمىشود ، صورت از معنى مىزدايد و هم بدان باز مىگردد ، مرگ و زندگى متعاقب است ، جهان حقيقتى