بديع الزمان فروزانفر

358

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

است سيّال و هر لحظه نو مىشود ، زندگى و حياة نيز دائم در تغيّر است ولى بسبب سرعت تغيّر مستمرّ و ثابت به نظر مىرسد ، تأثير قضا و قدر در اعمال انسان ، وحدت زبان پايهء اجتماع نيست ، آدم و دانستن اسماء ، خطاى آدم به حكم قضا بود ، سبب سجود فرشتگان آدم را ، نَهْى تحريم و نهى تنزيه ، دلالت احوال ظاهرى بر احوال باطنى ، تأثير قضا در اجزاء ارضى و سماوى ، زندگى ، آشتى اضداد است ، جهان فانى است زيرا متغيّر و محدود است ، ترجيح خلوت بر صحبت ، ظلم به ظالم بر مىگردد ، بد ديدن از بد بودن است ، تأثير مختصّات مدرك در نحوهء ادراك ، طلب بنده ، دادهء حق و موهبت است ، رقص صوفيان و اسباب آن ، قدرت و كاميابى متناوب است و اعتماد را نشايد ، دوام قدرت باطنى ، بحث در بارهء جهاد با نفس و مخالفت هوى و علل دشوارى آن ، دوزخ تجسّم احوال نفس است ، غلبه بر نفس جز بعنايت حق ممكن نيست .