بديع الزمان فروزانفر
457
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
چند قول در معنى سجدهى آدم ذكر كردهاند : يكى آن كه سجده براى آدم بود بمعنى تعظيم و تكريم . دوم آن كه سجده براى خدا بود و آدم قبله بود نظر به آن كه سجدهى عبادت براى غير خدا جايز نيست . سوم آن كه سجود بمعنى لغوى است يعنى انقياد و خضوع نه معنى شرعى آن كه روى بر خاك نهادن و يكى از اركان نماز است . مولانا مىگويد فرشتگان آدم را سجده كردند براى آن كه نور خدا را از وى طالع ديدند پس آدم مسجود ملايكه بود ولى به لحاظ مظهريت حق تعالى . براى اطلاع از عقيدهى مفسرين ، جع : تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 1 ، ص 87 ، مجمع البيان ، طبع طهران ، ج 1 ، ص 35 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 1 ، ص 426 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 44 . مدح اين آدم كه نامش مىبرم * قاصرم گر تا قيامت بشمرم اين آدم ، حقيقت انسانى است كه كون جامع و مظهر صفات قهر و لطف و آينهى جمال الهى است و به اعتبار خلافت و جانشينى خدا بناچار بايد داراى تمام اوصاف مستخلف باشد ، صفات و اسماء الهى بىكران است و احصا نمىپذيرد بنا بر اين ستايش حقيقت انسانى بذكر محامد و اوصاف هرگز در شمار نمىآيد . جع : فصوص الحكم ، طبع بيروت ، ص 56 - 48 ، حواشى دكتر ابو العلاء عفيفى ، ص 19 - 6 اين همه دانست و چون آمد قضا * دانش يك نهى شد بر وى خطا كاى عجب نهى از پى تحريم بود * يا به تاويلى بد و توهيم بود در دلش تاويل چون ترجيح يافت * طبع در حيرت سوى گندم شتافت باغبان را خار چون در پاى رفت * دزد فرصت يافت ، كالا برد تفت