بديع الزمان فروزانفر
443
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
آستانه ، ج 2 ، ص 481 شرح تجريد قوشجى ، در حاشيهى آن كتاب ، ج 3 ، ص 36 . و اينكه نظير اين مضمون از گفتهى مولانا : عالم چون آب جوست بسته نمايد و ليك * مىرود و مىرسد نو نو اين از كجاست ديوان ، ب 9408 اين گونه استدلال و تمثيل كه در سخن مولانا آمده بىگمان نزد پيشينيان مشهور بوده و در كتاب يواقيت العلوم كه در اواسط قرن ششم تاليف شده است ديده مىشود بدين گونه : « مسالهى سوم : اگر عرض را بقا نيست پس سپيدى سيم و زردى زر و سرخى ياقوت چراست كه هرگز نگردد . جواب : اين الوان از حالى بحالى فانى مىشود و ليكن متجدد مىگردند بر دوام چنان كه انقطاع نباشد ، بر مثال آب كه از انبوبهى ابريق فراز كنى در راى العين كه قضيب بلور نمايد . و ليكن چون با عقل و انديشه رجوع كنى معلوم گردد كه اجزاء آب سيال است ، بر دوام مىگردد و هيچ جزوى در يك چيز به دو وقت باز نمىآيد همچنين سپيدى سيم و زردى زر بر دوام مىرود و حالة فحالة باز مىآفريند چنان كه در خلال آن انقطاعى نباشد . و شكل دائره كه از دائرهاى كه پرههاى ( اصل : پردههاى ) چرخ تيز رو نمايد هم ازين معنى باشد ، و همچنين شكل خطى كه از آتش نمايد در شب چون كسى چوبى آتش بر سر ، در دست گيرد و سبك از راست به چپ مىآرد و از چپ براست ، اين جمله مثالهاى توالى حدوث اعراض است از پى يكديگر ، و ليكن از سرعت در رسيدن در پس يكديگر چنان مىنمايد كه بر حال ايستاده است . » يواقيت العلوم ، طهران ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، ص 14 . مرحوم سلطان على شاه گنابادى اين عقيدهى ( تجدد امثال ) را بعرفاء كمل