بديع الزمان فروزانفر
مقدمهء مؤلف 5
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
معارف سلطان العلماء در چهار مجلّد بسال 1333 ، 1338 و معارف برهان محقّق در سال 1339 بنفقهء وزارت فرهنگ بطبع رسيده است . ديگر از كتبى كه مقابله و تصحيح كرده ولى بطبع آن توفيق نيافتهام مقالات شمس تبريزى است كه مختصرى از وصف نسخههاى موجود و اهميّت آن را در رسالهء شرح حال مولانا ( طبع طهران 1333 ، ص 211 - 208 ) باز گفتهام . مقالات شمس تبريزى از حيث الفاظ و تعبيرات و قصص و مضامين در مثنوى تأثيرى ژرف و روشن دارد و بسيارى از مشكلات مثنوى را بوسيلهء آن ، مىتوان باز گشود ، از مطالب اين كتاب نيز فهرستى آماده كردهام كه هم اكنون در تكميل و بار ديگر در تطبيق آن بر مثنوى مىكوشم . اين كتب كه بر شمردم بمنزلهء سرچشمههاى اصلى افكار مولاناست ولى جز اينها بسيارى از كتب تفسير و فقه و حديث و فلسفه و تصوّف و اخبار و قصص و امثال كه پيش از مثنوى يا نزديك بعهد مولانا تأليف شده است سراپا خواندهام و مواضع حاجت را يادداشت كردهام ، نمونهاى از اين گونه بحث و فحص را در « احاديث مثنوى » طبع طهران 1334 و نيز در « مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى » طبع طهران 1333 مىتوانيد ملاحظه فرماييد . در نتيجهء مطالعهء دائم بر هر يك از اين دو ، مطالبى افزودهام كه در اين شرح بنظرتان خواهد رسيد . از ميانهء مؤلّفات پيشينيان ، بيش از همه آثار محمّد غزّالى مطمح نظر مولانا بوده است ، طرز و شيوهء بحث و افكار و اطّلاعات حجّة الاسلام در احياء العلوم اثرى عميق در فكر مولانا بجاى گذاشته است براى اين كتاب هم فهرست جامعى مرتّب ساختهام و بمدد آن توانستهام در حدّ خود براى فهم مثنوى فايده بر گيرم ، كارى بدين گونه در مورد فتوحات مكيّه تأليف ابن عربى و از متون مهمّ عرفان نيز بانجام رسانيدهام ولى از آن طرفى نبستهام .