بديع الزمان فروزانفر
مقدمهء مؤلف 6
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
آثار حكيم سنايى و فريد الدّين عطّار نيشابورى را بارها خواندهام و اصول مطالب آن آثار را بيرون كشيده و بحسب ارتباط با مثنوى آنها را نظم و ترتيبى جداگانه دادهام . آثار منظوم و منثور اين دو بزرگوار خاصّه حديقة الحقيقة و تذكرة الأولياء و منطق الطّير مورد توجّه حضرت مولانا بوده و ياران و مريدان وى حديقه و منطق الطّير را مىخواندهاند و مولانا به همين سبب نظم مثنوى را به خواهش حسام الدّين حسن چلبى آغاز فرموده و آن را بر وزن منطق الطّير و در بحر رمل مسدّس مقصور سروده است . آن چه بر شمردم نه براى خود بينى و خود نمايى است بلكه شرح عظمت مثنوى و عجز و ناتوانى بنده است كه با وجود كار و كوشش پياپى و دائم اكنون با كمال صراحت و از روى صدق و صفا ، منصفانه اعتراف مىكنم كه هنوز در اوّل قدم فرو مانده و بِسَرِ سِرّى از اسرار كلام مولانا نرسيدهام و درين مكتب آن نو آموز را مانم كه در شناخت حروف الفبا باز مانده و گامى فراتر ننهاده است . در اسفند ماه هزار و سيصد و هيجده هجرى شمسى مرحوم اسماعيل مرآت وزير فرهنگ مقرّر داشته بود كه خلاصهاى از مثنوى بهمراه توضيح و شرح ابيات كه بر مىگزينم فراهم آورم ، اين خلاصه را ترتيب دادم و در سال هزار و سيصد و بيست و يك زيور طبع و انتشار يافت و دوستانم به چشم رضا و مرحمت در آن اثر ناچيز نگريستند و علّامهء فقيد نيكلسون در نامهاى كه نوشته بود مرا بر اتمام آن ، تحريض و ترغيب فرموده بود ، اين خلاصه مشتمل بود بر قسمتى از دفتر اوّل و دوّم مثنوى كه براى دانش آموزان دبيرستانها تهيّه كرده بودم و بسبب موانعى كه پيش آمد بقيّه در عهدهء تعويق ماند . امّا در آن روزگار بالنّسبه جوان بودم و بىباكى و گستاخى جوانى مرا