بديع الزمان فروزانفر

327

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

مثال ديگر است براى اثبات اينكه فعل و تاثير ممكنات به اراده و فعل حق مستند است زيرا اگر سوزانيدن آتش خاصيت ذاتى آن بود مىبايست كه ابراهيم را هم بسوزاند به علت آن كه خاصيت ذاتى هرگز تخلف نمىپذيرد و از ذات جدا نمىشود در صورتى كه مطابق نص قرآن ( الانبياء آيه‌ى 69 ) آتش نمرود ، ابراهيم را به هيچ روى زيان نداشت آن گاه برين قياس مىگويد كه شهوت نيز آتشى سوزنده است و وقتى غلبه گرفت عقل و ادراك بشرى را تحت تصرف خود مىآورد ولى مردم ديندار هرگز درين آتش نمىسوزند براى آن كه صدق تبعيت از احكام الهى و قوت ايمان ، آنها را بيدار و نيرومند دارد و در عواقب غلبه‌ى شهوت و خلاف امر الهى ژرف مىنگرند و آفات شهوت رانى را باز مىيابند و از اين رو آتش شهوت بر دل ايشان سرد مىگردد چنان كه آتش حسى بر ابراهيم برد و سلام گشت و اين خود نتيجه‌ى عاقبت بينى و تفكر است كه انسان وقتى در امور شهوانى تامل و تفكر كند متوجه مىگردد كه آنها اين اندازه ارزش ندارند كه عمر و حيثيت و شخصيت خود را در گرو آنها نهد و بىخرد وار در طلب آنها بكوشد و زيانهاى بسيار را تحمل كند تا بلذتى زود گذر و ناپايدار دست يابد . موج دريا چون به امر حق بتاخت * اهل موسى را ز قبطى واشناخت استدلال ديگر است بر تاثير فعل و اراده‌ى حق در عنصر آب زيرا بشهادت قرآن كريم ( يونس ، آيه‌ى 90 ) موسى و بنى اسرائيل از دريا گذشتند و فرعون مصر و مصريان در همان دريا غرق شدند و آب دريا ، دو خاصيت جداگانه نسبت به اين دو گروه بظهور آورد در صورتى كه اگر خاصيت طبيعى وى غرق كردن بود مىبايست هر دو طايفه را غرق كند . بيت سابق شاهدى بود بر تاثير حق تعالى در عنصر آتش و اين بيت شاهد آن تاثير است در عنصر آب .