بديع الزمان فروزانفر
287
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
تيغ چوبين مثالى است براى جان نارسيده و ناقص بمناسبت آن كه تيغ چوبين چيزى را نمىبرد و در حمله و دفاع به هيچ كار نمىآيد ، روح ناپخته نيز بوقت آزمايش يا در حشر گاه ارواح ، بكارى نمىخورد و از نعمت بقا و نعيم ملكوت برخوردار نمىگردد و مانند تيغ چوبين سوختنى است ، اين سوختن يا بسبب تالم اوست از ملاحظهى نقص و تنزل خود چنان كه حكما مىگويند و يا عذاب دوزخ است بدان گونه كه در مذاهب و اديان شرح مىدهند و متكلمين هم بر آن عقيده گرويده و رفتهاند . تو چو تيغ ذو الفقارى تن تو غلاف چوبين * اگر اين غلاف بشكست تو شكسته دل چرايى ديوان ، ب 30173 تيغ در زرادخانهى اولياست * ديدن ايشان شما را كيمياست جمله دانايان همين گفته همين * هست دانا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ زراد خانه : كارگاه اسلحه سازى . زراد : زره گر . رحمه للعالمين : مقتبس است از آيهى شريفه : و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين : ( الانبياء ، آيهى 107 ) كه مفسرين اين رحمت را عبارت از هدايت خلق در امور دينى و دنيوى و يا دفع عذاب در دنيا و يا حسن اخلاق حضرت رسول ( ص ) مىدانند و صوفيان مىگويند كه مردان خدا رحمت و بخشايش آسمانى هستند زيرا خلق را از خود بينى و انانيت رهايى مىدهند و آنها را بوجودى و حياتى ديگر كه از نشاهى الهى است زنده و موجود مىسازند و آنها را عين رحمت مىكنند ، مولانا نيز همين معنى را خواسته است . لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، تفسير امام فخر رازى ، ج 6 ، ص 202 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 39 .