بديع الزمان فروزانفر
266
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
پشيمان نمىشود و همچنين تنبيه و زجر و ملامت بر كسى كه در عمل خود قصور مىكند مانند مواخذهى استاد از شاگرد ، دليل اختيار است از آن جهت كه به حكم فطرت ، مجبور ، مستحق ملامت و مواخذه نيست ، دليل ديگر طرح فكر و انديشه در كيفيت عمل است كه هر انسانى بالطبع قبل از شروع عمل مدتى در نحوهى اجرا و ترتيب مقدمات و تحصيل نتيجهى آن ، انديشه بر كار مىدارد و بعضى امور را نافع و برخى را مضر تصور مىكند ، اين را ترك مىنمايد و آن را مطمح نظر قرار مىدهد و اگر خود را مختار نشمارد و مسئوليت عمل را در عهدهى خود نشناسد فكر و تدبير به كار نمىبرد پس فكر و تدبير و نقشه سازى كه امرى فطرى است نشانهى اختيار است . اما كدام يك اصل است اين مطلب ارتباط دارد به حالت قلبى سالك كه در وجههى الهى فانى شده باشد يا وجهه نفسى هنوز بر كار و منظور باشد . ور تو گويى غافل است از جبر او * ماه حق پنهان كند در ابر رو هست اين را خوش جواب ار بشنوى * بگذرى از كفر و در دين بگروى حسرت و زارى گه بيمارى است * وقت بيمارى همه بيدارى است آن زمان كه مىشوى بيمار تو * مىكنى از جرم استغفار تو مىنمايد بر تو زشتى گنه * مىكنى نيت كه باز آيم به ره عهد و پيمان مىكنى كه بعد از اين * جز كه طاعت نبودم كار گزين پس يقين گشت اين كه بيمارى ترا * مى ببخشد هوش و بيدارى ترا اين اعتراض را مىتوان بدين صورت توجيه كرد كه زارى اثر غفلت از جبر است زيرا جبر را بمعنى جبارى و نفاذ حكم و تاثير قدرت و جريان قضا دانستيم و اين نيز معلوم است كه حكم قضا دگرگون نمىشود و سنت الهى تغيير و تبديل نمىپذيرد و با وجود شهود جبر زارى و تضرع صورت نمىگيرد چه