بديع الزمان فروزانفر
213
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
كه براى نيل بدانها آفريده شده است و انسان بايد كه بفطرت بر گردد و از حكم ايجاد تبعيت كند زيرا شهوت به حكم حق تعالى در انسان بوجود آمده و اجزاء بدن هر يك وظيفهاى در نيل بدانها دارد كه آن نيز عطا و حكم خداست و معنى « آسان كردن » اعطا و ايجاد همين آلات حسى است . و اين عقيده نزديك است بدان چه اباحيه مىگفتهاند كه سعادت و شقاوت حكم ازلى است و هيچ كس نمىتواند كه بر خلاف آن قدمى بر گيرد و از اين رو بسقوط وظايف شرعى قائل بودهاند . جع : تلبيس ابليس ، چاپ مصر ، ص 364 . و گمان مىرود كه « آسان كردن » مرادف تيسير است كه در قرآن آمده است : فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى . ( الليل ، آيهى 7 ) كه مفسرين آن را بمعنى تسهيل طاعت گرفتهاند . لطايف الاشارات ، از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى متعلق بنگارنده ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 589 . و شايد كه ناظر باشد بحديث : اعملوا فكل ميسر لما خلق له . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 79 . در يكى گفته كه بگذار آن خود * كان قبول طبع تو ردست و بد راههاى مختلف آسان شده ست * هر يكى را ملتى چون جان شده ست گر ميسر كردن حق ره بدى * هر جهود و گبر از او آگه بدى هر چه موافق ميل و طبع آدمى است براى او مطلوب و محبوب است ولى هميشه موافق مصلحت او نيست چنان كه هر خلاف و معصيتى كه از انسان سر مىزند محبوب و مطلوب و موافق ميل اوست و الا مرتكب آن نمىشد در صورتى كه ما خلاف و معصيت را نمىپسنديم و مرتكب را مجازات مىكنيم پس تبعيت از قوانين و شرايع امرى ضرورى است براى آن كه وقتى ميل و شهوت به جوش مىآيد مصلحت در حجاب مىرود و انسان دانسته يا ندانسته به ضرر خود اقدام مىكند