بديع الزمان فروزانفر

210

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

« لن » در كلام عرب نفى تاييد است و فعلى كه بعد از آن واقع مىشود هرگز بحصول نخواهد پيوست ولى در اين ابيات ، تعجيز شامل نهى نيز شده و نتيجه‌اى كه از آن گرفته مىشود سقوط تكليف و عدم تعبد نسبت باوامر و نواهى است . ظاهرا مولانا طريقه‌ى صوفيه‌ى اباحيه را كه بسقوط تكليف و اباحه‌ى محرمات قائل بوده‌اند تقرير نموده است . براى اطلاع از عقيده‌ى اباحيه ، جع : تلبيس ابليس ، طبع مصر ، ص 372 - 363 . براى امر تعجيزى ، جع : كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : امر . در يكى گفته كه عجز خود مبين * كفر نعمت كردن است آن عجز هين قدرت خود بين كه اين قدرت از اوست * قدرت تو نعمت او دان كه هوست هو : مخفف هو كه در عربى ضمير مفرد غايب است و صوفيه آن را بر ذات بحت و مطلق بدون اعتبار اسماء و صفات و يا هستى اللَّه اطلاق مىكنند و گاه بمعنى وجود محض كه از جهت غيبت با عدم ، تفاوت دارد ، مىگيرند زيرا عدم شهود پذير نيست و وجود محض ، مشهود است اما اينكه از وى تعبير بغايب مىكنند از آن جهت است كه وجود محض جامع جميع كمالات است و استيفاء و رسيدن بكمال شهود آن هرگز ميسر نمىگردد و بدين مناسبت در عين مشهود بودن مانند چيزى است كه غايب باشد و دليل آن كه حق را بنام الظاهر و الباطن مىخوانيم نيز همين است . كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 1 ، ص 690 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : هويت . التحبير از ابو القاسم قشيرى ، نسخه‌ى عكسى متعلق به نگارنده . در يكى گفته كز اين دو بر گذر * بت بود هر چه بگنجد در نظر نظر : گرداندن حدقه‌ى چشم است بسوى چيزى به قصد رويت آن ، فكر يعنى