بديع الزمان فروزانفر
209
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
و چون خدمت مستلزم صبر و تحمل است بناچار در مداومت آن هوى و آرزو شكسته مىشود علاوه بر آن كه سالك خدمتگزار شادى بدل خلق مىرساند كه در آن ، بركتهاست و يكى از وظايف انسانيت است . صوفيه خدمت را از طرق مجاهده با نفس مىدانستهاند و بدين جهت سالك را بتشخيص خود بانواع كار از قبيل جارو زدن خانقاه و آشپزى و قيام بامور مسافران و تيمار ستوران وا مىداشتهاند تا سالك تنبل و نيز خود بين ببار نيايد و نوع دوست و خير خواه باشد ، در طريقهى مولويه تا همين اواخر كه در تركيه بساط آنها بر چيده شد سالك مكلف بوده است كه مدت هزار و يك روز بعدد حروف « رضا » خدمت كند ، اما ترجيح آن بر توكل براى اينست كه متوكل بفكر خود است و خدمتگزار در انديشهى ديگران . چنان كه سعدى نيز مىگويد : طريقت بجز خدمت خلق نيست * بتسبيح و سجاده و دلق نيست بوستان ، براى اطلاع از نظر صوفيه در تاثير خدمت ، جع : تلبيس ابليس ، طبع مصر ، ص 362 . در يكى گفته كه امر و نهيهاست * بهر كردن نيست شرح عجز ماست تا كه عجز خود ببينيم اندر آن * قدرت حق را بدانيم آن زمان ظاهرا مبناى اين نظر همان مطلبى است كه در علم معانى و اصول فقه راجع به « امر تعجيزى » مىخوانيم و آن صيغهى امريست كه مفاد آن ، بيان عجز مخاطب است نه اتيان مأمور به نظير : فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ( البقرة ، آيهى 23 ) كه مقصود از آن ، بيان عجز عرب بود زيرا آوردن سورهى مثل قرآن امتناع داشت بقرينهى : فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا ( آيهى بعد از آن ) چه آن كه مقتضاى