بديع الزمان فروزانفر

208

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

و چون اين امور بر سالك مشهود افتد و بيقين بداند كه جز حق تعالى هيچ موثر و فاعلى وجود ندارد ، در نتيجه‌ى آن حالتى ، كه آن را توكل مىگويند در قلبش حاصل مىشود و توان آن را بدين گونه تعريف كرد : قطع علاقه از اسباب و اعتماد بر مسبب الاسباب . و چون مبحث توكل در حكايت شير و خرگوش به زودى مطرح مىشود و ما درباره‌ى توكل و عدم منافات آن با سعى و عمل بحث خواهيم كرد درين مورد بتعريف توكل اكتفا مىكنيم . جع : احياء علوم الدين ، چاپ مصر ، ج 4 ، ص 187 - 173 . تسليم : انقياد است نسبت به احكام و قضا و قدر الهى و آن نتيجه‌ى توكل است . جوع و جود هر يك بتنهايى كار و عمل بنده است و از اين رو مستلزم بقا و وجود اوست و عمل و رويت عمل نيز باقى است بدليل آن كه گرسنگى را براى كسر شهوت تحمل مىكند و ناچار بدان و نتيجه‌اى كه از آن مىگيرد نظر دارد همچنين جود بقاى بنده و فعل او را متضمن است هر چند كه براى غرض و عوضى نباشد بر خلاف توكل كه مبتنى است بر توحيد افعالى و ناديدن تاثير هر چيزى كه جز خداست و بنا بر اين جوع و جود را شرك مىشمارد و توكل را طريق نجات مىداند . توكل طريقه‌ى ابراهيم بن احمد الخواص است ( متوفى 291 ) در يكى گفته كه واجب خدمت است * ور نه انديشه‌ى توكل تهمت است خدمت ، رسيدن بحاجات مردم و رفع و تخفيف آلام درونى و بيرونى آنهاست و نيز بجاى كسى كار كردن است و كسى كه اين امر را بر عهده مىگيرد بايد بردبار و صبور باشد و سود و منفعت ديگران را بر آن خود ترجيح دهد