بديع الزمان فروزانفر

207

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

باقى گذارد ، وجود ، آنست كه بيشتر را بدهد و كمتر را براى خود نگاه دارد و ايثار ، آنست كه قدر كفايت معيشت را بدهد و چيزى براى خود نگذارد . رساله‌ى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 115 - 112 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل . جود ، رحمت ، محيط المحيط ، در ذيل : جود . و چون جود بخشش بدون عوض و غرض است بنا بر اين ، مفاد آن ترك التفات و عدم توجه به غير حق و فناء از حظوظ نفسانى است و بدون اين شرط تحقق نمىپذيرد و نوعى از مدارج فنا و نيستى است در صورتى كه رياضت براى خلاص و رهايى خود است و بىشك خالى از ديد خود و حب ذات نتواند بود و مىتوان گفت كه رياضت معلول است وجود از هر علتى منزه است . و نظر به همين نكته آن را بر رياضت ترجيح مىدهد . و ظاهرا مولانا درين بيت ، بطريقه‌ى ابو الحسين احمد بن محمد نورى ( متوفى 295 ) نظر دارد كه طريقه‌ى و مبناى او در سلوك ايثار است از آن جهت كه جود شامل ايثار نيز مىشود خواه نسبت بمال باشد و خواه نسبت به زندگى و روح و گفته‌اند : تجود بالنفس إذ ضن الجواد بها * و الجود بالنفس اقصى غايه الجود براى معنى ايثار و اطلاع از طريقه‌ى « نوريه » پيروان ابو الحسين نورى جع : كشف المحجوب ، چاپ لنين گراد ، ص 244 - 236 . در يكى گفته كه جوع و جود تو * شرك باشد از تو با معبود تو جز توكل جز كه تسليم تمام * در غم و راحت همه مكر است و دام توكل : واگذاشتن كار به خدا ، و در اصطلاح صوفيه حالتى است قلبى كه منشا آن يقين سالك است به اين كه حق تعالى بمصالح بندگان ، علم تمام دارد و در نهايت قدرت است و شفقت و عنايت و رحمتش بىنهايت است