بديع الزمان فروزانفر
131
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
به شكل خون بدل مىشود همچنين اعمال و علوم در اوليا و منكران آثار جداگانه دارد و حال آن كه صورت عمل و علم ممكن است متفاوت نباشد و اگر بگوييم كه برين قياس ، مولانا مىخواهد حليت و حرمت را توجيه كند هم فرضى است كه با اصول صوفيه مباينت ندارد و مطلبى است كه در مثنوى چند بار مطرح شده است از قبيل : ج 1 ، ب 1603 ببعد ، و ج 2 ، ب 3303 ببعد . و در تاييد اين معنى حكايتى كه افلاكى در مناقب العارفين آورده نقل مىكنيم : « همچنان از كمل ياران منقولست كه روزى فقهاى حساد از سر انكار و عناد از حضرت مولانا سؤال كردند كه شراب حلال است يا حرام و غرض ايشان عرض پاك شمس الدين بوده ، بكنايت جواب فرمود كه تا كه خورد چه اگر مشكى شراب را در دريا ريزند متغير نشود و او را مكدر نگرداند و از آن آب وضو ساختن و خوردن جايز باشد اما حوضك كوچك را قطرهى شراب بىگمان كه نجس كند و همچنان هر چه در بحر نمك لان افتد حكم نمك گيرد و جواب صريح آنست كه اگر مولانا شمس الدين مىنوشد او را همه چيزها مباح است كه حكم دريا دارد و اگر چون تو غر خواهرى كند نان جوينت هم حرام است . » مناقب العارفين ، طبع استانبول ، ج 2 ، ص 639 . و بر مبناى اين حكايت شايد بتوان گفت كه اين اشعار و حكايت طوطى خود نيز جواب اعتراضات حاسدان شمس تبريزى و دفاعى است از عرض مطهر وى . هر دو صورت گر بهم ماند رواست * آب تلخ و آب شيرين را صفاست جز كه صاحب ذوق كى شناسد بياب * او شناسد آب خوش از شوره آب ذوق : قوهى ذائقه كه بدان كيفيت طعمها و مزهى خوردنى را ادراك مىكنند و نزد حكما مركز آن زبان است ، قوهاى كه علوم را بشدتى ادراك كند كه