بديع الزمان فروزانفر

132

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

گويى محسوس شده است ، و در اصطلاح ادبا قوه‌اى فطرى كه سخن نيك و بليغ را از سخيف و ركيك باز شناسند ، و نزد صوفيه عبارت است از « مستيى كه از چشيدن شراب عشق مر عاشق را شود و شوقى كه از استماع كلام محبوب و از مشاهده و ديدارش روى آورد و از آن عاشق بىچاره در وجد آيد و از آن وجد بىخود و بىشعور گردد و محو مطلق شود اين چنين حال را ذوق گويند ، بعضى گفته‌اند كه ذوق ابتداء شربست و اول درجات شهود حق است به حق ، باندك زمانى همچون برق و پس از آن شرب ، و نهايت كار ، رى است » قوه‌اى باطنى كه حق را از باطل و انواع خواطر را از يكديگر تميز دهد در مجارى كلام مولانا . نيز جع : فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمه‌ى جلد هفتم از ديوان كبير ، در ذيل : ذوق . صاحب ذوق : داراى ذوق ظاهرى يا باطنى . جع : اللمع ، چاپ ليدن ، ص 372 ، كشف الحجوب هجويرى ، چاپ لنين گراد ، ص 507 ، رساله‌ى ى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 39 ، مصباح الهدايه ، چاپ طهران ، ص 137 ، تعريفات جرجانى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، محيط المحيط ، فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمه‌ى ى جلد هفتم ديوان كبير ، انتشارات دانشگاه طهران در ذيل ذوق ، شرح شطحيات روزبهان بغلى چاپ طهران ، ص 627 . اين دو بيت در بيان تفاوت كامل و ناقص است به لحاظ تاثير در ديگران بدين گونه كه آب شيرين را مثال و نمونه‌ى مرد كامل و آب تلخ و شور را نمودار مردم ناقص و گمراه قرار داده كه در صورت شبيه يكديگراند ولى آب شيرين تشنگى را دفع مىكند و آب شور تشنگى را مىافزايد همچنين مرد كامل و سخن و عمل او خاطر طالب را آرامش مىبخشد و در طلب گرم تر مىكند و مرد ناقص و گمراه گرهى از كار نمىگشايد و جوينده را حيران و سر گردان مىگذارد ولى اين تفاوت