بديع الزمان فروزانفر
130
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
گفته اينك ما بشر ايشان بشر * ما و ايشان بستهى خوابيم و خور ناظر است به آيهى : إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا . ( ابراهيم ، آيهى 10 ) و آيهى : هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ . ( الانبياء آيهى 3 ) وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ . ( الفرقان ، آيهى 7 ) . اين ندانستند ايشان از عمى * هست فرقى در ميان بىمنتها هر دو گون زنبور خوردند از محل * ليك شد ز ان نيش و زين ديگر عسل هر دو گون آهو گيا خوردند و آب * زين يكى سرگين شد و ز ان مشك ناب هر دو نى خوردند از يك آب خور * اين يكى خالى و آن پر از شكر صد هزاران اين چنين اشباه بين * فرقشان هفتاد ساله راه بين اين خورد گردد پليدى زو جدا * آن خورد گردد همه نور خدا اين خورد زايد همه بخل و حسد * و آن خورد زايد همه نور احد مولانا با اين شواهد تفاوت مردان حق را با ديگران از جهت نتيجهى اعمال و اختلاف آثار آنها در هر يك ، بيان مىكند و نشان مىدهد كه چگونه ممكن است يك چيز به اعتبار محل ، نتايج متفاوت ببار آورد مثل اينكه زنبور عسل و زنبور كافر يك نوع گياه و از يك مزرعه مىچرند و يكى عسل مىدهد و آن ديگرى نمىدهد پس تفاوت اولياء و منكران در آن نيست كه چه مىكنند يا چه مىخورند زيرا ستوران هم سبزه مىچرند و انسان هم سبزى مىخورد و اين هر دو در اصل يكى هستند ولى سبزه در حيوان بفهم و شعور بدل نمىشود ولى انواع خوردنى در وجود آدمى بمادهى انسانى و خرد و ادراك مبدل مىگردد بنا بر آن كه اطبا گفتهاند كه غذا به صورت عضو مغتذى در مىآيد و در عضله مثلا به صورت عضله و در خون