بديع الزمان فروزانفر

115

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

كز شراب جان فزايت ساقيست . عشق آن بگزين كه جمله انبيا * يافتند از عشق او كار و كيا كار و كيا : قدرت و سلطنت ، توانايى و فرمانروايى . ( فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمه‌ى جلد هفتم از ديوان كبير ، انتشارات دانشگاه طهران در ذيل : كار و كيا ) كيا : در القاب سلاطين مازندران و حكام الموت بارها استعمال شده است مانند : كيايان بيستون ( تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين مرعشى ، چاپ پطرز بورغ ، ص 372 ، 463 ، 485 ) و كيايان چلاب ( همان مأخذ ، ص 118 ، 119 ، 121 ، 267 ، ) و كيايان هزار اسپى ( همان مأخذ ، ص 410 ) و مانند : كيا بزرگ اميد ( جهان گشاى جوينى ، چاپ ليدن ، ج 3 ، ص 141 ذيل : 6 ) و تعبير : كار كيا بمعنى حاكم و صاحب كار نيز در تاريخ سيد ظهير الدين ديده مىشود ( ص 4 ، ، 193 ) ولى در مثنوى و ديوان كبير همه جا « كار و كيا » با عطف بواو آمده و معنى عمل و حكومت و قدرت و سلطنت از آن مستفاد مىگردد . تو مگو ما را بدان شه بار نيست * با كريمان كارها دشوار نيست جواب متكلمين و كسانى است كه مىگويند محبت بنده به خدا بمعنى حقيقى آن متصور نيست بدلايل ذيل : اول آن كه خدا به تمام ذات با خلق مباين است و مناسبتى ميان او و مخلوق وجود ندارد تا محبتى متصور شود . دوم - آن كه محبت نوعى اراده و خواهش است و اراده‌ى بنده به چيزى تعلق تواند گرفت كه از امور ممكنه باشد تا تصرف در آن متصور شود و چون خدا قديم است متعلق اراده‌ى بنده نتواند بود از آن جهت كه تصرف حادث در قديم امكان پذير نيست .