بديع الزمان فروزانفر

105

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

و اما اينكه كتمان سر موجب آن مىشود كه آدمى بمراد خود زودتر برسد ظاهرا سببش آنست كه گفتار ، خود نوعى عمل است و غالبا انسان به گفتن قناعت مىكند و دست از عمل مىكشد زيرا اراده‌ى او در آن حالت بسستى مىگرايد و به همان گفتن خرسند مىگردد و فضيل بن عياض از مشايخ صوفيه ( متوفى 187 ) بدين نظر گفته است : من عد كلامه من عمله قل كلامه الا فيما يعنيه . ( رساله‌ى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 59 ) و ما خود مىبينيم كه مردم پر گو در عمل ضعيف‌اند و كسى كه خشم خود را بروز مىدهد كمتر دست بانتقام مىزند و شايد سنايى به همين مناسبت گفته است : كين ديرينه در دل آر تمام * كان قوى باعثى است بر اقدام حديقه سنايى ، طبع طهران ، ص 587 تا بدان حد كه مىگويند : سگى كه پارس مىكند نمىگيرد . همچنين آدمى از وصف خوشى لذت مىبرد زيرا در آن نوعى اقناع نفس است مطابق مثل معروف : وصف العيش نصف العيش . و پيران از كار مانده به وصف لذت و يا دليرى و كار دانى و آن چه كمال نفس مىشمرند خود را مشغول مىدارند و لذت مىبرند و منشا اين همه ، چيزى جز همان اصل مهم نيست . علاوه بر آن كه اظهار سر و اعلام تصميم سبب مىشود كه بعضى از روى حسادت و بد خواهى ، موانع پيش روى كار بوجود آورند و يا از راه ملامت و يا استهزاء اراده‌ى آن كس را كه بكارى مصمم است متزلزل و سست گردانند و بهر صورت گفتار مولانا قابل توجيه است . گفت پيغمبر كه هر كه سر نهفت * زود گردد با مراد خويش جفت مقصود حديث ذيل است : استعينوا على انجاح الحوائج بالكتمان فان كل ذى نعمة محسود . ( احاديث مثنوى ، انتشارات