بديع الزمان فروزانفر

106

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

دانشگاه طهران ، ص 3 ، نيز عيون الاخبار ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 38 ) دانه چون اندر زمين پنهان شود * سر آن سر سبزى بستان شود از سنايى بشنويد : آن نبينى كه تخمها در گل * ننمايد به هيچ ظالم دل كم ز خاكى و خاك نعمت ساز * از زمستان نهفته دارد راز حديقه ، طبع طهران ، ص 483 وعده‌ها باشد حقيقى دل پذير * وعده‌ها باشد مجازى تا سه گير تاسه گير : خفقان آور ، مجازا ، چيزى كه قلق و بىقرارى آورد چنان كه گويى راه نفس را گرفته است . ( جع : فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمه‌ى جلد هفتم ديوان كبير ، انتشارات دانشگاه طهران ، در ذيل : تاسه . ) بيان تاثير صدق و كذب است از آن جهت كه دل پاك راست را از دروغ باز مىشناسد و بدان آرامش مىپذيرد و حس درونى اين دو را به خوبى تميز مىدهد چنان كه از سخن راست مطمئن مىشود و دروغ را خود به خود رد مىكند ولى شرط اين تمييز ، پاكى دل از غرض و دورى ذهن از اوهام است چه در غير آن صورت ، ديده‌ى دل غلط مىبيند و درست داورى نمىكند چنان كه فرموده است : دل بيارامد بگفتار صواب * آن چنان كه تشنه آرامد به آب جز دل محجوب كو را علتيست * از نبيش تا غبى تمييز نيست مثنوى ، ج 6 ، ب 4276 ببعد نيز ج 2 ، ب 2732 ببعد . وعده‌ى اهل كرم گنج روان * وعده‌ى نااهل شد رنج روان