بديع الزمان فروزانفر
104
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
قنطره غاتفر عند فارس البغدادى رحمها اللَّه و زرت قبرهما غير مرة ) . منتخب مشيخهى سمعانى ، نسخهى عكسى ، ورق 92 . پس كوى غاتفر نزديك به همين قنطره واقع مىشده كه ببازار شهر پيوسته است . و حذف تا از « كدامست » مطابق تلفظ معمولى و چنانست كه رودكى گويد : ور ببلور اندرون ببينى گويى * گوهر سرخست به كف موسى عمران تاريخ سيستان ، طبع طهران ، ص 318 چون كه اسرارت نهان در دل شود * آن مرادت زودتر حاصل شود گور خانه : مقبره ، نظامى مىگويد : همان گور خانه ز غارى گزيد * كز آتش در آن غار نتوان خزيد آنندراج و حذف كسرهى اضافه بنا بر آنست كه شعرا گاه كسرهى اضافه را پس از هاء مختفى در شعر حذف مىكردهاند . مانند : گفتم اعداى او دروغ زناند * گفت همچون مسيلمهى كذاب ديوان عنصرى ، نسخهى خطى و تعبير « گورخانهى راز » ناظر است بدين جمله : « صدور الاحرار قبور الاسرار » كه به امير المؤمنين على عليه السلام نسبت دادهاند ( امثال و حكم دهخدا ) و در رسالهى قشيريه ( چاپ مصر ، ص 45 ) جزو كلمات صوفيه آمده است . و در شرح انقروى و يوسف بن احمد مولوى بدين گونه روايت شده است : قلوب الاحرار قبور الاسرار . و وجه تشبيه از آنست كه نبش قبر در شريعت روا نيست و چون رازى بدل سپرده شد كتمان آن لازم و افشاء آن نارواست .