بديع الزمان فروزانفر

مقدمهء مؤلف 8

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

الْعَزيزِ بىدرنگ و فترت بچاب رسد . روشى كه در اين تأليف معمول داشته‌ام چنين است : 1 - در آغاز هر يك از حكايات ، مقدّمه‌اى شبيه مَدْخَل بعنوان ( مأخذ و نقد و تحليل داستان » برشتهء تحرير كشيده‌ام بدان نظر كه خواننده بداند كه قصّهء مورد بحث پيش از مولانا وجود داشته و آن بزرگوار آن را از پيش خود نساخته است . فايدهء ديگر كه ازين ترتيب بدست مىآيد حدود تصرّف مولاناست در قصّه‌اى كه آن را بنظم آورده است . ازين راه روش او را در سرودن حكايات بخصوص با حكيم سنايى و فريد الدّين عطّار و كسانى كه پس از وى زيسته‌اند مانند اوحدى مراغه‌اى و مولانا جامى در ترازوى مقايسه مىتوان سنجيد . از دگر سو مولانا بطور اغلب حكايات را پيوسته و يك جا در ظرف تعبير فرو نمىريزد بلكه بمناسبت ، حكايت را با قصّهء ديگر و با افكار گوناگون كه بمنزلهء نتيجه گيرى از اجزاء داستان است درهم مىآميزد بدان گونه كه ممكن است رشتهء مطلب از دست خواننده بدر رود و چگونگى ارتباط آنها را درنيابد از اين رو مقدّمهء مشار اليها به صورتى نوشته شده است كه بنحو اجمال خواننده از نظم و جريان قصّه در مثنوى و كيفيّت اتّصال مطالب بيك ديگر و جهت انتقال مولانا از هر مطلب به ديگرى روشن مىگردد و خواننده در روشنايى آن چه بذهن سپرده است به خوبى مىتواند بهمراه سرايندهء داستان در راهى كه مىسپرد گام بگام پيش رود . 2 - فهرستى از لغات و تعبيرات و مصطلحات فلسفى و فقهى و كلامى و عرفانى ترتيب داده‌ام تا معلوم شود كه در هر قصّه چه اندازه از الفاظ ، تفسير و تعريف شده است . 3 - مباحث كلّى و اصول فكر مولانا را در هر قصّه نيز به صورت فهرست