حسين فاطمى
8
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
رمز حسن و ذلك انّ حبّ على هو الإيمان الكامل و الإيمان الكامل لا يضرّ معه السيّئات . يعنى : آنكه حق سبحانه فرمود داخل بهشت مىكنم كسى را كه اطاعت كند على را اگر چه معصيت مرا نمايد ، و داخل مىكنم به آتش كسى را كه مخالفت نمايد على را ، اگر چه فرمانبردارى نمايد مرا . اين فرمايش رمزى است نيكو ، چون محبت على همانا ايمان كامل است و ايمان كامل ، هيچ گناهى به او ضرر نمىرساند . مؤلف گويد : شايد مراد اين باشد كه اطاعت على ، همان اطاعت خدا است ، يعنى كسىكه بگويد من مطيع على هستم و خدا را اطاعت نكند دروغ گفته . و امثال اين احاديث در كتب اصحاب زياد است خصوص كتب سيّد بحرينى و علامهء مجلسى كه مشحون است به ذكر فضايل على عليه السّلام . از آن جمله ؛ اينكه خداوند عزّ و جلّ نجوا نموده با آن حضرت در يوم طائف ؛ چنانچه شيخ مفيد در كتاب « اختصاص » به سندش از حمران بن اعين روايت كرده كه گفت : عرض كردم به حضرت صادق عليه السّلام كه به من رسيده كه خداوند تبارك و تعالى مناجات فرموده با على عليه السّلام فرمود : اجل ، قد كانت بينهما مناجاه بالطّائف نزل بينهما جبرئيل . يعنى گفت : بلى و بين آنها جبرئيل بود . « 1 » فيه ايضا از طريق عامه و خاصه در روز عزل ابىبكر و بعث آن حضرت به سورهء برائت و نيز مناجات فرمود از مثل صلاة ظهر تا وقت عصر ، ايضا در روز عقبه تبوك و خيبر . و فيه أيضا اختيار نمودن ملائكه على را براى محاكمه ؛ چنانچه در جلد نهم بحار الانوار و مدينة المعاجز بحرينى روايت شده است مسندا از عبد اللّه بن مسعود كه گفت : رفتم به خدمت حضرت زهراء عليها السّلام و عرض كردم : أين بعلك ؟ آن مخدّره فرموده : عرج به جبرئيل إلى السّماء ! عرض كردم به چه مطلب ؟ فرمود : إنّ نفرا من الملائكة تشاجروا في شيء فسألوا حكما من الآدميّين فأوحى اللّه إليهم أن تخيّروا فاختاروا علىّ بن أبى طالب ! يعنى جماعتى از ملائكه نزاع نمودند در چيزى ، حاكمى از آدميين از خدا طلب نمودند . به آنها وحى شد هر كه را مىخواهيد اختيار نمائيد پس اختيار نمودند على بن ابى طالب را ! « 2 » و نيز عروج آن حضرت را به آسمان در جلد نهم « بحار » و جلد هفتم ، از تفسير فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى كه صدوق يا ابن بابويه به يك واسطه از او روايت مىكند مسطور
--> ( 1 ) . « كبريت احمر » ص 245 ، الاختصاص ص 278 و ص 327 . ( 2 ) . « كبريت احمر » ص 245 .