حسين فاطمى

79

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

سراپايم اگر جوئى نيابى * به غير از خود كه من او را پرستم توئى مقصود و مطلوب « 1 » آگهى را * نخوانم جز تو كس را تا كه هستم در بىاعتنائى به فقر و تجليل غنى إن ضرط الموسر فى مجلس * قيل له يرحمك اللّه ! أو عطس المعسر فى مجمع * سبّوا و قالوا فيه ما سائه فمضرط الموسر عرنينه « 2 » * و معطس المعسر مفساه « 3 » [ اگر ثروتمندى در مجلسى از خود صداى باد شكم صادر كند به او مىگويند خداوند تو را مورد رحمت قرار دهد ! و اگر تهيدستى در محفلى عطسه زند به او دشنام دهند و چيزى را كه خوش ندارد به او مىگويند . در نتيجه مقعد ثروتمند بينى او است و بينى تهيدست مقعد او مىباشد ! ] در مصيبت حضرت زهرا عليها السّلام زهرا كه بُد حبيبهء خلّاق داورش * لالم زبان ، زمانه چه آورد بر سرش افكنده بود آتش آهش شَرَر به كون * آب ار نمىفشاند بر او ديدهء تَرَش يك سو ، ز بىكسى پسرانش شكسته بال * يك‌سو ، به چنگ خصم گرفتار ، شوهرش دين كشورش خراب ، شه دين اسير بند * اسلام جمله رفته به تاراج لشكرش آن خانه‌اى كه روح الامين را بُدى مَطاف * آتش فكند خصم جفاپيشه بر درش خاكم به سر ز صدمهء در شد ز دُرج مجد * غلطان به خاك تيره گرانمايه گوهرش گر قدسيان مصيبت زهرا رقم زنند * هفت آسمان كم آيد از اوراق دفترش * * * از هجر رويَت اى مه من بىقرارم امشب * بر روى خاك قبرت سر مىگذارم امشب

--> ( 1 ) - « معشوق » ( نسخه بدل ) . ( 2 ) - فى « منتهى الأرب » عرنين كقنديل : بينى يا استخوان درشت آن يا بن بينى نزديك ابرو الخ . ( 3 ) - فى « مجمع البحرين » فسا من فسا فسوا ريح تخرج من الحيوان به غير صوت يسمع يعنى مقعد او كه باد از آن خارج مىشود .