حسين فاطمى
75
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
شنيديد آن صوتى كه من شنيدم ؟ گفتند : نشنيديم ! پس شيخ بعد از آن پيوسته مشغول گريه و تضرّع با قاضى الحاجات بود و توجّه به آخرت داشت تا بعد از شش ماه ديگر وفات يافت رحمه اللّه بعد از اصرار ، كه چه شنيديد ؟ فرمود : مرا خبر دادند به تهيه و استعداد براى مرگ . و از بعض مشايخ نقل شده آن كلامى كه شيخ رحمه اللّه از مزار بابا ركن الدّين شنيد اين بود كه : شيخنا ! در فكر خود باش ! « 1 » * * * قريب به همين است وصيّت مير سيّد شريف به فرزند خود ، مير سيّد شمس الدين ، محمّد شيعى مذهب ؛ چنانچه نقل است كه چون مير ، خواست دنيا را وداع كند پسرش با وى گفت : بابا ! مرا وصيتى بنما . گفت : بابا ! به حال خود باش ! پسر ، مضمون كلام را به نظم درآورد و گفت : مرا مير سيّد شريف آن بحر ذخار * كه رحمت بر روان پاك او باد وصى كرد و گفت ارزانكه خواهى * كه باشد تا قيامت جان تو شاد چنان مستغرق اوقات خود باش * كه از حال كسى نايد تو را ياد فى تحريم الصّدقة لاهل البيت عليهم السّلام فى « سفينة البحار » : إنّ الحسن بن علىّ عليه السّلام كان طفلا صغيرا أخذ تمرة من تمر الصّدقة فجعلها فى فيه ، فاستخرجها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عن فيه فرمى بها فى تمر الصّدقة و قال صلّى اللّه عليه و آله : إنّا أهل بيت لا تحلّ لنا الصّدقة . [ در « سفينة البحار » آمده است كه امام مجتبى عليه السّلام وقتى طفلى كوچك بودند يك دانه از خرماهاى صدقه را در دهان قرار دادند بلافاصله رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را از دهان ايشان خارج ساختند و در مكانى كه خرماهاى صدقه بود انداختند و فرمودند : براى ما اهل بيت عليهم السّلام صدقه روا نيست . ] قال الصادق عليه السّلام قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لا تحلّ الصّدقة لى و لا لأهل بيتى ، إنّ الصّدقة أوساخ « 2 » النّاس . « 3 »
--> ( 1 ) - « سفينة البحار » 1 / 286 . ( 2 ) - « الأوساخ » جمع « الوسخ » ، أعنى الدّرن ، يعنى چرك و ريم يا ريمناك شدن « مجمع البحرين » و « منتهى الادب » ) . ( 3 ) - « سفينة البحار » 2 / 459