حسين فاطمى

69

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

تعمل برأيك شيئا و خذ بالاحتياط فى جميع ما تجد إليه سبيلا ؛ و اهرب من الفتيا هربك من الأسد و لا تجعل رقبتك للنّاس جسرا ! قم عنّى يا ابا عبد اللّه ! فقد نصحت لك و لا تفسد علىّ وردى فإنّى امرؤ ضنين « 1 » بنفسى . و السّلام على من اتّبع الهدى . « 2 » [ ترجمه : علامه مجلسى در جلد اول بحار الانوار مىفرمايد : « مىگويم : من به خطّ شيخ ما : بهاء الدّين عاملى - قدّس اللّه روحه - چيزى را به اين عبارت يافتم : شيخ شمس الدّين محمّد بن مكّى ( شهيد اوّل ) گفت : من نقل مىكنم از خطّ شيخ احمد فراهانى رحمه اللّه از عنوان بصرى و او پيرمردى فرتوت بود كه از عمرش نود و چهار سال سپرى مىگشت . عنوان بصرى گفت : حال من اينطور بود كه به نزد مالك بن انس رفت و آمد داشتم . چون جعفر صادق عليه السّلام به مدينه آمد ، من به نزد او رفت و آمد كردم و دوست داشتم همانطورى كه از مالك تحصيل علم كرده‌ام ، از او نيز تحصيل علم نمايم . پس روزى آن حضرت به من گفت : من مردى هستم مورد طلب دستگاه حكومتى ( آزاد نيستم و وقتم در اختيار خودم نيست و جاسوسان و مفتّشان مرا موردنظر و مراقبه دارند ) و علاوه بر اين ، من در هر ساعت از ساعات شبانه روز ، اوراد و اذكارى دارم كه به آنها مشغولم . تو مرا از ورد و ذكرم باز مدار ! و علومت را كه مىخواهى از مالك بگير و در نزد او رفت و آمد داشته باش ، همچنان كه سابقا حالت اينطور بود كه به سوى وى رفت و آمد داشتى ؛ پس از اين جريان غمگين گشتم و از نزد وى بيرون شدم و با خود گفتم : اگر حضرت در من مقدار خيرى جزئى را هم تفرّس مىنمود ، هر آينه مرا از رفت و آمد به سوى خودش و تحصيل علم از محضرش منع و طرد نمىكرد ؛ پس داخل مسجد رسول صلّى اللّه عليه و آله شدم و بر آن حضرت سلام كردم . سپس فرداى آن روز به سوى روضه برگشتم و در آنجا دو ركعت نماز گزاردم و عرض كردم : اى خدا ! اى خدا ! من از تو مىخواهم تا قلب جعفر عليه السّلام را به من متمايل فرمايى و از علمش به مقدارى روزى من نمايى تا بتوانم به‌وسيلهء آن ، به راه مستقيم و استوارت راه يابم ! با حال اندوه و غصّه به خانه‌ام بازگشتم ؛ و به جهت آنكه دلم از محبّت جعفر عليه السّلام اشراب و سيراب گرديده بود ، ديگر نزد مالك بن انس نرفتم . بنابراين از منزلم خارج نشدم مگر

--> ( 1 ) - « ضنين » يعنى : بخيلم به نفسم ، « ظنين » ( نسخه بدل ) يعنى بدگمانم به نفسم . ( 2 ) - « بحار الانوار » 1 / 224 - 226 ، كتاب العلم ، باب هفتم ، حديث 17 ؛ « مشكاة الانوار » طبرسى ، ص 562 ، چاپ دار الحديث ، قم .