حسين فاطمى
63
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
مال حرام و رشوه گرفتن و تغيير احكام واجب به سبب شفاعتها و علاقهها و آسان گرفتنها ، و همچنين داشتن تعصب زياد شناخته بودند - تا آنجا كه حضرت مىفرمايند : - چنانچه عوام امّتها فسق آشكار و تعصب زياد و حرص بر چيزهاى پوچ دنيا و حرام دنيا از فقهايشان ببينند و نظاره كنند كه اين فقها در هلاك كردن آنكه با او دشمنى دارند مىكوشند هر چند حق او ، اصلاح امرش و رسيدگى به كارش باشد و نسبت به آنكه تعصّب و علاقه بىدليل دارند احسان و نرمى نشان مىدهند . هر چند حقّ او ذليل ساختن و كوچك كردن او است . در اين صورت هر كس از عوام ما از چنين فقيهانى تقليد كند مانند يهود است كه خداوند آنها را به سبب تقليد از علماى فاسق مذمّت فرمود . البته اگر فقهيى خودنگهدار و پاسدار دين و مخالف هواى نفس و مطيع اوامر شارع باشد بايد عوام از او تقليد كنند و اين شرايط در بعض فقهاى شيعه است نه همهء آنها . ] و از جهت خطر اين امر مهم بزرگان سابق ، از فتواى دادن در حذر بودند منهم مرحوم سيّد اجل رضى الدين على بن طاوس رحمه اللّه كه در كتاب « كشف المحجّة لثمرة المهجة » مىفرمايد : پسر جان ! بعض شيوخ و بزرگان از من درخواست كردند كه من شروع به تدريس و تعليم و فتوى دادن بنمايم و راهى كه رؤساء و بزرگان پيشينيان رفتهاند بپيمايم ، پس يافتم كه خداوند متعال در قرآن مجيد خطاب به جدّت محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىنمايد ( آن صاحب مقام عالى و رتبهء شريف ) : وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ يعنى اگر افترا كند محمّد صلّى اللّه عليه و إله چنانچه زعم شما است و به دروغ بندد بر ما بعضى سخنان را هر آينه بگيريم از او دست راست او را ، يعنى قوت و توانائى او را ، پس ببريم از او رگ دل او را ، يعنى هلاك سازيمش . غرض از اين آنكه او امين وحى است و در تبليغ وحى هيچ فروگذار ندارد ، پس نيست از شما هيچكس ، يعنى نيستيد شما از او رفعكنندگان هلاكت ( و اين مطابق تفسيرى است ) . پسر جان ! مىبينى چه لسان تهديدآميزى پروردگار عالميان نسبت به أعزّ خلق پيش او از اولين و آخرين نموده اينكه بگويد بر او بعض اقاويل را من كراهت پيدا كردم و ترسيدم از دخول در فتوى از ترس آنكه در فتواى من ، تقوّل ( يعنى قول به ناحقّى ) بر آن باشد ، و مبادا من از براى طلب رياست اقدام به فتوى دادن نموده باشم نه از براى تقرّب به پروردگار . از اين جهت به كلّى از داخل شدن در آن پيش از مبتلا شدن به خطرات