حسين فاطمى

58

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

ميان شما از لحاظ فتوى و صادر كردن حكم ، داراى جرأت و جسارت فزون‌ترى است ، [ بايد گفت ] : همو نسبت به آتش جهنّم ، داراى جسارت بيشترى مىباشد . « پرشكنجه‌ترين و معذّب‌ترين مردم در روز قيامت ، عبارت از كسانى هستند كه ذيلا از آنها ياد مىشود : 1 - كسىكه پيامبرى را به قتل رسانده باشد ؛ 2 - كسىكه پيامبرى ، او را به قتل رساند ؛ 3 - كسىكه بدون علم و آگاهى فتوى دهد و مردم را گمراه سازد ؛ 4 - كسى كه دست‌اندركار مجسّمه سازى و پيكره‌تراشى جانداران گردد » . امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : دو فرد ، مبغوض‌ترين خلق نزد خداوند متعال هستند : 1 - فردى كه خداوند متعال ، او را به خود واگذاشته و مالا از راه راست منحرف گشته و شيفته و مغرور رأى و گفتار بدعت‌آميز شده و دم از نماز و روزه مىزند . چنين فردى ، عامل و انگيزه‌اى براى فتنه و شيفتگى و فريب مردمى است كه شيفتهء او شدند ، آرى او راه هدايت و رشد پيشينيان را گم كرده است ، او عامل و موجب گمراهى پيروانش - چه در زمان حيات و چه پس از مرگ خود - مىباشد و بار گران اشتباهات و لغزشهاى ديگران را به دور مىكشد . 2 - كسىكه جهل و نادانى خويش را همچون قماش و كالايى در ميان مردم ناآگاه و فاقد علم ، رواج مىدهد و اسير و گرفتار تيرگيها و تاريكيهاى فتنه و شيفتگى به دنياست . و او را انسان‌نماها ، عالم و دانشمند مىنامند ؛ در حالىكه چنين فردى هيچ روز كاملى را صرف علم و دانش نكرده است . آنگاه كه بامدادان از بستر خواب برمىخيزد ، خواسته‌ها و تمايلات او در مورد چيزهايى فزاينده است كه اندك آن از فزونى آن بهتر مىباشد ، [ يعنى دنبال دنيا و يا معارف و معلومات كم‌ارزش است ] . آنگاه كه از آب گنديده و لجنزار دنيا سيراب گشت و مطالب بىفائده‌اى را اندوخت و در ميان مردم بر كرسى قضا و داورى نشست تا به اصطلاح به حلّ و فصل مشكلات بپردازد و درصدد جبران لغزشهاى ديگران برآيد ، اگر همو با مطالب پيچيده و مهمّى مواجه گردد ، اراجيفى را با استمداد از رأى و نظر شخصى ، مىپردازد و سپس براساس آن ، حكم و فرمان قطعى صادر مىكند . پس بنابراين ، چنين فردى در امر شبهه‌بافى و لغزش‌پردازى و ياوه‌سرايى ، همچون عنكبوتى است كه تار و پودى [ سست بنياد در پيرامون خويش ] مىتند و نمىداند كه آيا طريق صواب و راه حقّ را مىپيمايد و يا دچار اشتباه مىباشد . او نبايد چنين تصوّر كند كه نسبت به آنچه دربارهء آنها حسّ پذيرش ندارد از علم و آگاهى برخوردار است . لذا چنين