حسين فاطمى
57
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
إنّ من أبغض الخلق إلى اللّه عزّ و جلّ لرجلين : رجل وكله اللّه إلى نفسه ، فهو حائر عن قصد السّبيل مشغوف بكلام بدعة قد لهج بالصّوم و الصّلوة فهو فتنة لمن افتتن به ، ضالّ عن هدى من كان قبله ، مضلّ لمن اقتدى به فى حياته و بعد موته ، حمّال خطايا غيره و رجل قمش جهلا فى جهّال النّاس ، عان بأغباش الفتنة قد سمّاه أشباه النّاس عالما و لم يغن فيه يوما سالما ، بكّر فاستكثر ما قلّ منه خير ممّا كثر حتّى إذا ارتوى من آجن و اكتنز من غير طائل ، جلس بين النّاس قاضيا ضامنا لتخليص ما التبس على غيره إن نزلت به إحدى المبهمات المعضلات هيّأ لها حشوا من رأيه ثمّ قطع ، فهو من لبس الشّبهات فى مثل غزل العنكبوت : لا يدرى أصاب أم أخطأ ، لا يحسب العلم فى شىء ممّا أنكر و لا يرى أنّ وراء ما بلغ فيه مذهبا ، فهو مفتاح عشوات ، ركّاب شبهات خبّاط جهالات ، لا يعتذر ممّا لا يعلم فيسلم و لا يعضّ فى العلم بضرس قاطع فيغنم يذرى و الرّوايات ذرو الهشيم تبكى منه المواريث و تصرخ منه الدّماء يستحلّ بقضائه الفرج الحرام و يحرّم بقضائه الفرج الحلال لا ملىء بإصدارها عليه ورد و لا هو أهل لما منه فرط من ادّعائه علم الحقّ . . . » [ بنگر به گفتار الهى كه به عنوان حكايت از رسول و فرستادهاش - كه در پيشگاه وى ، گرامىترين خلق اوست - چگونه سخن مىگويد ، آرى مىفرمايد : « اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پارهاى از سخنان را نابجا به ما نسبت مىداد ، به دست خويش و نيروى خود از او برمىگرفتيم و پس رگ گردن و قلب او را از هم مىدريديم . » با توجّه به اينكه خداوند متعال ، عزيزترين خلق خود را اينگونه ارعاب و تهديد مىفرمايد ، انذار و تهديد او نسبت به ديگران چگونه خواهد بود آنگاه كه آنان در حضور خداوند و در برابر او سخنى را به دروغ و به نام او بر زبان مىآورند ؟ خداوند متعال ، علم و دانش را بدينگونه از مردم دريغ نمىكند كه آن را از دست مردم بگيرد ؛ بلكه علم و دانش را - از طريق برگرفتن علما و دانشمندان از ميانشان - از دست آنها مىگيرد ، [ و آنان را بدين طريق از نيروهاى انسانى حامل علم و دانش ، تهيدست و محروم مىسازد ] تا آنگاه كه در ميان آنها دانشمندانى را باقى نگذارد و سرانجام ، ناگزير گردند افراد نادان و فاقد علم را به عنوان رؤسا و سرپرستان خويش انتخاب نمايند و آنان نيز بدون بصيرت و آگاهىهاى لازم فتوى دهند و خود گمراه شوند و ديگران را نيز به گمراهى سوق دهند . » ؛ « اگر كسى فتوايى را اخذ كند كه فتوىدهنده بدون آگاهى لازم ، آن را صادر كند گناه مستفتى در عهدهء كسى است كه به او فتوى داده است . » ؛ « آن كسى كه در