حسين فاطمى
52
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
نمودن او را از حضرت حيدر مشورت نمود ، گفتند : رأى آن است كه از براى او هديه و جائزه گسيل دارى تا مگر بدين واسطه رو به جانب تو كند و يا آنكه متوقّف گردد و نه بر ضرر تو باشد و نه بر منفعت تو ؛ پس در اين هنگام آسودهخاطر از شرّ او گردى . پس معاويه اين را پسنديده و يك صد ظرف مملوّ از عسل مصفّى كه با زعفران آكنده بودند ترتيب داده و در ميان هر ظرفى از آن عسلها كيسهاى كه هزار اشرفى از طلاى احمر در آن بود نهاد و نامهاى به مالك اشتر نوشت و به دست يكى از امناء خود داده و آن را با آن صد ظرف عسل به جانب مالك روانه نمود . پس چون هديّهها به در خانه مالك اشتر رسيد مالك در خدمت حضرت امير المؤمنين رفته بود و در خانه نبود . حضرت به مالك فرمود : برخيز و به خانه برو كه معاويه از براى تو صد ظرف مملوّ از عسل آكنده به زعفران - كه در هر يكى از آنها كيسهاى است كه هزار اشرفى از طلا در آن است - به هديّه فرستاده ؛ پس مالك از نزد آن بزرگوار برخاسته و به خانه آمده پس آن ظروف را ديد كه به همان نحو است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده ؛ پس به دختر خود كه نام او صفيّه و از عمرش پنج سال گذشته بود فرمود : اين هديّهها از كجا است و كى فرستاده و از براى كيست ؟ صفيّه گفت : فرستنده اين هديّهها آن كس است كه اين نامه را ارسال داشته پس مكتوب معاويه را به پدر داد . مالك نامه را گرفت و باز نمود ديد در آن نوشته است : بسم اللّه الرحمن الرحيم . اين نامهاى است از معاوية بن ابى سفيان به سوى مالك اشتر ؛ امّا بعد ؛ پس بهدرستىكه من هديه فرستادم بهسوى تو اين ظروف عسل را كه مىبينى محض اقتداء به قول حضرت رسول كه فرموده : تهادوا فإنّ الهديّة تقرّب الصّداقة و تذهب الضّغينة و البغضاء و توصل إلى المحبّة ؛ « 1 » يعنى « از براى همديگر هديّه گسيل داريد چه آنكه نزديك مىنمايد صداقت و دوستى را و مىبرد بغض و كينه را و وسيله مىشود مر دوستى را » . و من از تو خواهش مىكنم كه مساعدت و همراهى با على ننمائى و همچنين مرا نيز بر ضرر آن مساعدت نكنى و خود و قوم خود را از مخالفت من بازدارى ؛ زيرا كه قوم تو ، تو را فرمانبردار و مطيع مىباشند و اگر مىخواهى كه با من همراهى و مساعدت كنى و در نزد من بيائى از من نسبت به خود مىبينى آنچه را كه به آن چشمت روشن و
--> ( 1 ) - « بحار الانوار » 74 / 166 ، با مختصر تفاوت .