حسين فاطمى

41

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

فاش تسبيح جمادات آيدت * وسوسه تأويلها بزدايدت « 1 » عالم بزرگى در خصوص نطق اشياء فرمايشاتى دارند خوش داشتم به ترقيم آن بپردازم . مىفرمايد : تحقيق اين است كه اگر انسان به ديدهء بصيرت ملاحظه نمايد و نظرى در ذرّات موجودات بكند همگى را دليل و شاهد بر وحدانيت حضرت معبود داند ؛ ففى كلّ شىء له آية * تدلّ على أنّه واحد همه هستند از مه تا به ماهى * به وحدانيّت ذاتش گواهى و عارف كامل ، داناست كه تمامى اشياء ناطق به توحيد ، و مشغول تسبيح و تقديس حضرت احديّت از شوائب شرك و مناقص او هستند . قال اللّه تعالى : يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . « 2 » و هم مىفرمايد : كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ « 3 » . و قال أيضا : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ « 4 » . هر گياهى كه از زمين رويد * وحده لا شريك له گويد و نه اين است كه فقط تمام اشياء به لسان حال توحيد و تسبيح خداوند نمايند ، كه از او تعبير مىشود به توحيد تكوينى و تسبيح تكوينى ، بلكه قاطبهء اشياء از ذوى العقول و غيرهم حتى جمادات ، ناطق به توحيد حق و تسبيح فيّاض مطلق مىباشند به بيان مقال نيز چنان كه به لسان حال گويا هستند . و لمّا انجرّ الكلام فى المقام فالأولى بسط المقال فى الحال . بدان‌كه اتفاق قائم است بر اينكه تسبيح حضرت حق و تطنّق به توحيد ذات بارى و حكيم مطلق از ذوى العقول ممكن و واقع است چنان كه اتفاق قائم است در نزد ارباب معرفت و صاحبان شعور كه هر چيزى از اشياء كونيّه و ذرّات موجودات به لسان حال تسبيح الهى گويند به معنى اينكه هر يك آيتى هستند از آيات الهيّه بر وجود صانع عالم و محدث بنى آدم و وحدانيت ذات أقدس . إنّما الكلام فى المقامين : اول در اينكه آيا حيوانات ناطق به توحيد و تسبيح الهى هستند به لسان مقال يا نه ؟ مشهور و معروف و مقتضاى كثيرى از اخبار اين است كه هر طائفه‌اى از حيوانات به لسان مقال تسبيح الهى مىگويند و متنطّق به توحيد ذات بارى هستند و بر او حمل نموده‌اند آيهء شريفهء : وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ

--> ( 1 ) - « مثنوى معنوى » دفتر سوم . ( 2 ) سورهء جمعه ( 62 ) ، آيهء 1 . ( 3 ) سورهء نور ( 24 ) ، آيهء 41 . ( 4 ) سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 44 .