حسين فاطمى

42

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

أَمْثالُكُمْ « 1 » را ، دوم در اينكه آيا غير از حيوانات از نباتات و جمادات ناطق به توحيد و به لسان مقال تسبيح الهى گويند يا نه ؟ جمع كثيرى از محقّقين علما و عرفا قائل به تحقيق تسبيح از آنها شده‌اند به اين نحو نهايت اين است كه مسموع همه كس نيست و جمّ غفيرى از حكما و اهل معقول و قاصرين ايشان قائلند به انحصار تسبيح در آنها به تكوين ، و استحالهء تنطّق جمادات و نباتات ، و تحقيق حقيق به تصديق نزد علماء خرده‌بين و عرفاء شامخين كه حجب حجج و براهين را گسسته و به قوّهء افاضات غيبيّه از وادى خيالات شيطانيّه و تشكيكات وهميّه بيرون نشسته‌اند اين است كه تمام ذرّات عالم چنان كه به حسب تكوين ناطق به توحيد حقّ و تسبيح‌اند ، بلسان مقال نيز تسبيح الهى را متمكّنند ، و گويند : بجز بعض از شياطين جنّ و انس كه مخالفت تكليف را نموده تسبيح نمىكنند خدا را بعد از تمكّن و قدرت بر او . و كثيرى از اهل مكاشفه به گوش خود تسبيحات بعضى از جمادات را شنيده‌اند به حدّى كه محل شك نيست . و شرط نيست كه به نطق به اين آلت مخصوصهء در انسان و حيوان باشد يا اينكه تمام مردم صوت آنها را بشنوند و تنطّق آنها را به تسبيح بفهمند . و دليل بر اين مدّعا اين است كه فرمود : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ « 2 » ؛ زيرا كه اگر مراد مجرد تسبيح تكوينى باشد مىبايستى اين كلام يعنى : وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ، لغو و غير محتاج إليه باشد . و نيز واقعهء « ستون حنّانه » كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله بر آن تكيه فرمود ، شاهد بزرگ است ، و تسبيح حصاة در كف مبارك آن جناب نيز دليل متقنى است نظر به اينكه إعجاز در تسبيح او از جهت تسبيح تكوينى نيست . بلكه از جهت اين است كه تسبيح او مسموع اصحاب شد و الّا او هميشه در تسبيح است علاوه بر اينكه مىفرمايد : يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ « 3 » . و لفظ « ما » موصول از براى عموم است . از اشعار ابى سعيد ابى الخير فضل اللّه است مشهور و خفى چه گنج دقيانوسم * پيدا و نهان چه شعله در فانوسم القصّه ، در اين چمن چُه بيد مجنون * مىبالم و در ترقى معكوسم

--> ( 1 ) - سورهء انعام ( 6 ) ، آيهء 38 . ( 2 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 44 . ( 3 ) - سورهء جمعه ( 62 ) ، آيهء 1 .