حسين فاطمى

111

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

أشعار جناب مستطاب حجة الاسلام و المسلمين آية اللّه العالم العامل و الفقيه الكامل المرحوم المغفور الحاج سيد جمال گلپايگانى قدّس سرّه فى مصيبة الطفل الرضيع علىّ الأصغر عليه السّلام بر سر دست پدر آن شيرخوار * شد به ميدان بلا آن شهريار قال يا للّه من خطب فظيع * ما لهذا الرّزء و الأمر الفجيع « 1 » ثم نادى القوم بالصّوت الرفيع * هل أنا المذنب أم هذا الرّضيع « 2 » فارحموا طفلى و منّوا يا طغات * جرعة ممّا بها تبقى الحيات « 3 » چون شنيد از باب اين گفتار را * كرد شقّ او پردهء پندار را كرد ظاهر نور خود را برملا * پس ندا در داد قوموا الصّلا جلوه‌گر گرديد حق بر آن سپاه * زان جمال دلرباى همچو ماه همچو قرآن گشت حجّت برخسان * از زبان بىزبان كرد اين بيان گر به ظاهر طفلم ، اى قوم شِرار * پير عشقم شير حقّم جان نثار گر به ظاهر اصغرم من شيرخوار * اكبرم من حجّت پروردگار از كه خوردم شير غير از شير عشق * كى مرا پرورد جز تدبير عشق من ز پستان ولايت خورده شير * من ولىّ حق و بر خلقم امير من هم از مستان آن مىبوده‌ام * راه عشقش را به جان پيموده‌ام ريخت اين مى از ازل بر كام من * شد ذبيح اللّه وصف و نام من سوز عشق است اين عطش در جان من * چاره جز وصلش نشد درمان من بر فراز تخت وصلش سر نِهم * سرفرازان عشق‌بازان در قدم من ذبيح حقّم اسماعيل‌وار * تير را بر جان خرم جان را نثار هان بيا اى تير عشق و يار من * آتشى زن بر دل بيمار من هان بيا اى تير خون‌افشان من * قطع كن اين فصل هستى زان من هان بيا اى رَفرَف « 4 » معراج من * كه تو هستى موصل و منهاج من

--> ( 1 ) - حضرت فرمود : به خدا پناه مىبرم در مورد آب و آنچه براى اين مشقت و امر دردناك است . ( 2 ) - سپس به دشمنان با صداى بلند فرمود : آيا من گناهكارم يا اين شيرخوار ؟ ( 3 ) - اى گردنكشان به طفلم رحم كنيد و به او احسان نماييد و جرعه‌اى آبش دهيد تا زنده بماند . ( 4 ) - فرش .