حسين فاطمى

110

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

اى كه بَرِ عفو عظيمت ، گناه * در جلو سيل بهار است ، كاه فضل تو گر دست نگيرد مرا * عصمتت از باز گذارد مرا جز به جهنم ، نرود راه من * در سَقَر انداخته ، بُنگاهِ من بندهء شرمندهء نادان منم * غوطه زن لجّهء عصيان ، منم خالق و بخشنده احسان ، تويى * فرد نوازنده به غفران ، تويى « 1 » ديگرى گويد : دست حاجت كشيده سر در پيش * آمدم در برت ، منِ درويش مگرم رحمت تو ، گيرد دست * ورنه اسباب نامرادى ، هست هر آنچه دور كند مر تو را از دوست ، بد است * به هر چه روى نهى بى وى ارنكو است ، بد است فراق يار اگر اندك است ، اندك نيست * درون ديده اگر نيم تار مو است ، بد است من كلام الحكماء ، كما أنّ الذّباب ، يتّبع مواضع الجرح فينكاها . و يجتنب المواضع الصّحيحة كذلك شرار النّاس ، يتّبعون معائب النّاس و يذكرونها و يدفنون المحاسن . « 2 » [ از سخنان حكماست كه گفته‌اند : همانطور كه مگس جاهاى مجروح و آسيب‌ديدهء بدن را جستجو مىكند و آن را مىخراشد و از جاهاى سالم بدن كناره مىگيرد ، افراد فرومايه نيز در جستجوى عيبهاى مردم برمىآيند و آنها را براى ديگران بيان مىكنند و خوبىهاى آنها را دفن و پوشيده مىدارند . ] از ملا مؤمن حسين زهد صلحاء كه زَرق و شيد است همه * اسباب فريب عَمرو و زيد است همه بىخوابى زاهدان چو خواب صيّاد * از بهر گرفتارى صيد است همه فى ذمّ الدّنيا الدّنيّة فى « مجموعة ورّام » قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : لا تشغلوا قلوبكم بذكر الدّنيا . فنهى عن ذكرها فضلا عن إصابة عينها . « 3 » [ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : دلهايتان را مشغول ياد دنيا نكنيد . پس حضرت از ياد دنيا نهى فرموده‌اند چه رسد به رسيدن به خود دنيا . ]

--> ( 1 ) - « سفينة البحار » 3 / 645 . ( 2 ) - ر . ك : « شرح نهج البلاغه » ابن ابى الحديد 20 / 269 . ( 3 ) - « مجموعهء ورّام » ، 1 / 133 .