الشيخ عباس القمي
36
يازده رساله ( فارسى )
و نيز دلالت دارد بر افضليّت آن حضرت بسيارى جهاد و كثرت ابتلاى او در تمام غزوات پيغمبر از بدر « 1 » و احد « 2 » و احزاب « 3 » و خيبر « 4 » و حنين « 5 » و غيرها ، و كثرت علم و
--> ( 1 ) ( . غزوه بدر اوّل جنگى بود كه مؤمنين به آن ممتحن شدند ، و حضرت امير عليه السلام در آن جنگ به درك فرستاد وليد وشيبه و عاص و حنظله و طعمه و نوفل و ديگر شجاعان مشركين را . ) ( 2 ) . غزوه احد غزوهاى بود كه مردم فرار كردند و حضرت حمزه سيّد الشهداء شهيد شد و حضرت اميرالمؤمنين ثابت ماند و كشتار بسيار نمود و زخم بسيار برداشت ، و در ما بين زمين و آسمان صداى « لا فَتي إلّا عَليّ لاسَيْف إلّا ذوالفَقار » بلند شد ( 3 ) . غزوه احزاب آن بود كه حضرت امير عليه السلام عمرو بن عبدود را كشت و فتح به دست او شد ، و پيغمبر صلى الله عليه و آله در حق او فرمود : « لَضَربة عَلِيّ يَوْم الخَنْدَق خَيْرٌ مِن عِبادَة الثَّقلين » ( 4 ) . غزوه خيبر جنگى بود كه مرحب بر دست آن حضرت كشته شد و در قلعه را با آن عظمت به دست مبارك معجز نماى خود كند و چهل گام دور انداخت ، و چهل نفر از صحابه خواستند او را حركت دهند ، نتوانستند ! ( 5 ) . غزوه حنين جنگى بود كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله با ده هزار نفر به جنگ رفت و ابوبكر از كثرت آنها تعجّب نمود ، و تمام در آن جنگ منهزم شدند ، مگر چند نفر قليلى كه رييس آنها اميرالمؤمنين بود . پس [ ( چون ) ] ( حضرت امير عليه السلام ابوجرول را كُشت ) [ ( و ) ] ( آن مشركين فرار كردند و مسلمين با فتح برگشتند . و اعلميّت و احلميّت حضرت امير به وجوه چند ظاهر شده كه بر عالميان مخفى نيست . امّا كثرت زهد آن حضرت ؛ پس معلوم است كه آن حضرت سيّد زهّاد بود ، هرگز طعامى سير نخورد و مأكول و مشروب و ملبوس او از همه كس درشتتر بود و نان ريزههاى خشك جوين را مىخورد و سر انبان نان را مهر مىفرمود كه مبادا فرزندانش از روى مهربانى زيت يا روغن به آن بيالايند . و كم بود كه خورش با نان ضمّ كند ، و اگر مىكرد نمك يا سركه بود ، و اگر ترقّى مىكرد سبزى يا شير شتر بود ، و دنيا را سه طلاق داده بود . و بس است در مقام سخاوت آن حضرت آنكه روزها روزه مىگرفت و شبها به گرسنگى مىگذرانيد و قوت خود را به ديگران مىداد ، و سوره « ) هَلْ أَتى » ( به اين سبب نازل شد ، و آيه كريمهء « ) الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً » ( در شأن او آمد . و مزدورى مىفرمود و اجرتش را تصدّق مىكرد و خود از گرسنگى سنگ بر شكم نازنين مىبست . و اعبد مردم بود ؛ از كثرت عبادت و سجود پيشانى مباركش پينه كرده بود و مواظبتش در اداى نوافل به حدّى بود كه در ليله الهرير در جنگ صفّين بين الصفّين نطعى برايش گسترده بودند و بر آن نماز مىكرد و تير از چپ و راست آن حضرت مىگذشت . و اقدميّت آن حضرت در ايمان بر همه كس واضح و معلوم است ؛ انس مىگفت كه : مبعوث شد رسول خدا روز